{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت

رفتم، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهی بجز گریز برایم نمانده بود
این عشق آتشین پر از درد بی امید
در وادی گناه و جنونم کشانده بود
رفتم، که داغ بوسه پر حسرت ترا
با اشک‌های دیده ز لب شستشو دهم... 💔💋
دیدگاه ها (۰)

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت راهی بجز گریز برایم نماند...

رفتم , مرا ببخش و مگو او وفا نداشت ....راهی بجز گریز برایم ن...

رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت راهی بجز گریز برایم نمانده ...

رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت راهی بجز گریز برایم نمانده ...

رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشتراهی بجز گریز برایم نمانده...

رفتم ،مرا ببخش و مگو او وفا نداشتراهی بجز گریز برایم نمانده ...

رفتٖم، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت راهی بـجـز گـریـز برای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط