#چند_پارتی
#چند_پارتی
#چانمین
ویو سونگمین:
روی مبل نشسته بودم و کتابای دانشگاه و مرور میکردم که در باز شد و چان از در اومد داخل.
چان: پاپی، بیا برات خوراکی خریدم
با خوشحالی رفتم طرفش
سونگمین: وای مرسی چانی
اومدم خوراکی ها رو از دستش بگیرم که کشیدشون عقب
چان: فکر میکنی مجانی بهت میدم
سونگمین: یعنی نمیخوای خوراکی بهم بدی
چان: چرا میدم ولی به یه شرط
سونگمین: به چه شرطی؟
چان: منو ببوس منم خوراکی ها رو بهت میدم
سونگمین: اصلا من خوراکی نمیخوام
چان: یعنی منو نمی بوسی
به ناچار یه بوس روی لباش گذاشتم تا اومدم برم عقب پشت کمرم و گرفت و کشید جلو.
سونگمین: چانییی قرارمون این نبود
چان: یادم نمیاد قراری گذاشته باشیم
#چانمین
ویو سونگمین:
روی مبل نشسته بودم و کتابای دانشگاه و مرور میکردم که در باز شد و چان از در اومد داخل.
چان: پاپی، بیا برات خوراکی خریدم
با خوشحالی رفتم طرفش
سونگمین: وای مرسی چانی
اومدم خوراکی ها رو از دستش بگیرم که کشیدشون عقب
چان: فکر میکنی مجانی بهت میدم
سونگمین: یعنی نمیخوای خوراکی بهم بدی
چان: چرا میدم ولی به یه شرط
سونگمین: به چه شرطی؟
چان: منو ببوس منم خوراکی ها رو بهت میدم
سونگمین: اصلا من خوراکی نمیخوام
چان: یعنی منو نمی بوسی
به ناچار یه بوس روی لباش گذاشتم تا اومدم برم عقب پشت کمرم و گرفت و کشید جلو.
سونگمین: چانییی قرارمون این نبود
چان: یادم نمیاد قراری گذاشته باشیم
- ۴۲۴
- ۱۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط