#چند_پارتی

#چند_پارتی
#چانمین
ویو سونگمین:
روی مبل نشسته بودم و کتابای دانشگاه و مرور میکردم که در باز شد و چان از در اومد داخل.
چان: پاپی، بیا برات خوراکی خریدم
با خوشحالی رفتم طرفش
سونگمین: وای مرسی چانی
اومدم خوراکی ها رو از دستش بگیرم که کشیدشون عقب
چان: فکر میکنی مجانی بهت میدم
سونگمین: یعنی نمیخوای خوراکی بهم بدی
چان: چرا میدم ولی به یه شرط
سونگمین: به چه شرطی؟
چان:  منو ببوس منم خوراکی ها رو بهت میدم
سونگمین: اصلا من خوراکی نمیخوام
چان: یعنی منو نمی بوسی
به ناچار یه بوس روی لباش گذاشتم تا اومدم برم عقب پشت کمرم و گرفت و کشید جلو.
سونگمین: چانییی قرارمون این نبود
چان: یادم نمیاد قراری گذاشته باشیم
دیدگاه ها (۱۳)

"می‌ترسیدم...ولی الان فقط می‌دونم خوشحالم که همه‌چیو گفتم!"P...

Enemys Embrsce [ part 40]

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 26_من آمادمجونگکوک ک...

part 8شوگا:ات؟دست ات رو گرفت و برگردوندششوگا:چیزیت شده؟بهم ب...

ادامه ی قسمت دوم رمان هفتمین سایه

عشق ممنوع p15

#چانمین#پارت۶اینه ی روبه‌رو ایمون شکست و یه مرد چهارشونه هات...

تک پارتیه چانمینننن درضمن جنبه داری بخون نداری نخون

♡وانشات تک پارتی سونگمین و ا.ت♡سونگمین: یااااااااااااااااااا...

/man minds/پارت۷ویو سونگمینتا نشستم سر پاش هیونجین صداش کردو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط