تاریخ کوتاه ایران و جهان-924

تاریخ کوتاه ایران و جهان-924
___________________________
در روز 10 اکتبر سال 680 زادروزی (میلادی) ، که برابر بود با هفتم محرم سال 61 عربی ، «عبیدالله ابن زیاد» با فرستادن نامه‌ای به «عمر ابن سعد» ، به او دستور داد که آب را بر روی کاروان حسین ببندد ؛ و پایابراین (بنابراین) «عمر ابن سعد» ، لشگری ۵۰۰ تنه (نفره) به فرماندهی «عمرو ابن حجاج زبیدی» را در لبهء رود فرات گماشت ؛ و پایابراین (بنابراین) ، برای یک روز ، حسین و یارانش نتوانستند به آب دسترسی داشته باشند ؛ ولی با فرا رسیدن شب ، گروهی ۵۰ تنه (نفره) به فرماندهی عباس ، خود را به کنارهء رود فرات رساندند ؛ ولی (اما) تنها شمار کمی از مشگ‌ها را توانستند از آب پر کنند.

در اینگاه (این زمان) ، «شمر ابن ذی‌الجوشن» — از پشتیبانان (هواداران) پیشین (سابق) علی ، که در صفین جنگیده بود — به «عبیدالله ابن زیاد» ، پیشنهاد داد که حسین را وادار (مجبور) به وادهی (تسلیم) کند ؛ و «عبیدالله ابن زیاد» ، این پیشنهاد را پذیرفت ؛ و در روز 12 اکتبر سال 680 زادروزی (میلادی) ، برابر با نهم محرم سال 61 عربی ، شمر را به کربلا فرستاد ؛ تا نامه‌اش را بدست «عمر ابن سعد» ، برساند . «عبیدالله ابن زیاد» ، در این نامه ، از «عمر ابن سعد» خواسته بود که اگر حسین خود را وانداد (تسلیم نکرد) ، به او بتازد . در این نامه ، همچنین آمده بود که اگر «عمر ابن سعد» ، در به کنش (اجرا) درآوردن این فرمان ، برندگی (قاطعیت) بایدی (ضروری) را از خود نشان ندهد ، فرماندهی لشگر ، به شمر واگذار خواهد شد.

«عمر ابن سعد» که از کارکرد (نقش) شمر ، در داده شدن این دستور ، آگاه شده بود ؛ با خواندن نامه ، به شمر دشنام داد و گفت که او ، همهء (تمام) تلاش‌هایش برای رسیدن به یک پایان آشتی‌آمیز (صلح‌آمیز) را نادگرش‌آور (بی‌اثر) کرده‌ است . «عمر ابن سعد» ، با آگاهی از اینکه شمر ، با حسین ، برخوردی بسیار مرگ‌آور را خواهد داشت ؛ از سپردن فرماندهی لشگر به شمر ، خودداری کرد ؛ ولی شمر ، همراه با مردی از تیرهء (طایفهء) خودش ، نزد «عباس بن علی» — که از سوی (جانب) مادرشان ، ام‌البنین ، خویشاوندی داشت — رفت ؛ و پناه‌نامه‌ای (امان‌نامه‌ای) را که از «عبیدالله ابن زیاد» ، برای او و برادرانش گرفته بود را نشان داد ؛ ولی (اما) عباس و برادرانش ، این پناه‌نامه‌ (امان‌نامه‌) را نپذیرفتند.

سرشب (غروب) روز 12 اکتبر سال 680 زادروزی (میلادی) ، برابر با نهم محرم سال 61 عربی ، «عمر ابن سعد» و سپاهیانش به سوی (سمت) چادرهای (خیمه‌های) حسین رفتند ؛ و حسین که از برنامهء او آگاه (مطلع) شده بود ، خواستار به‌پس‌افتادن (به تعویق افتادن) تازش ، تا پگاه شد ؛ تا در شب بتوانند واپسین (آخرین) بدرودگوئی‌های (وداع کردن‌های) خود را انجام بدهند.

با پذیرفته شدن درخواست حسین ، برای به‌پس‌افتادن (به‌عقب‌افتادن) جنگ ، تا پگاه (صبح) روز 13 اکتبر سال 680 زادروزی (میلادی) ، برابر با دهم ماه محرم سال 61 عربی ؛ حسین رو به (خطاب به) خویشاوندان و پشتیبانانش (حامیانش) کرد و گفت : «من خدا را ستایش می‌کنم که محمد را به پیامبری ما برگزید ، و او قرآن و دین را به ما آموزش (تعلیم) داد . من یارانی بهتر از یاران خود و خاندانی یکرنگ‌تر (مخلص‌تر) از خاندان خود نمی‌شناسم . خدا شما را پاداش دهد . من بر این باورم که فردا ، همهء ما کشته خواهیم شد ؛ پس من از شما می‌خواهم که از تاریکی شب ، بهره ببرید (استفاده کنید) و از اینجا دور شوید».

ولی (اما) یاران حسین ، این درخواست او را نپذیرفتند و بر سر پیمانیشان (قرارشان) با حسین ماندند ؛ و پایابراین (بنابراین) ، بیدرنگ (فورا) به آماده‌سازی خود ، برای آغاز جنگ ، پرداختند . آنها ، چادرها (خیمه‌ها) را به هم نزدیک کردند و با ریسمان (طناب) ، آنها را به هم بستند ؛ و در گرداگرد چادرها (خیمه‌ها) ، انبوهی از چوب و نی گذاردند ، تا اگر نیاز بود ، با آتش زدنشان ، از نزدیک شدن دشمن به چادرها (خیمه‌ها) ، جلوگیری کنند . سپس ، حسین و یارانش همهء (تمامی) آن شب را به نماز و نیایش (دعا) پرداختند.

پژوهشپایه‌ها (منابع تحقیق):
(1) نوشتارهء (مقالهء) ویکی‌پدیا فارسی ، دربارهء حسین ابن علی را در گوگل بیابید و بخوانید.
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Husayn_ibn_Ali
‌
دیدگاه ها (۱)

🟤پزشکیان: از روزی می‌ترسم که خدا از من سوال کند که چه‌ کار ک...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

تاسوعا، روز نهم ماه محرم است. تاسوعا از ریشه تسع به معنای نه...

تاسوعا

وقایع روز سوم محرم الحرام: ورود عمر سعد در طلیعه ی 4000 سوار...

#شب_چهارم بنام حر و دو فرزند حضرت زینب سلام الله علیها🔹 در ک...

تاریخ کوتاه ایران و جهان-948 (ویرایش 3)

تاریخ کوتاه ایران و جهان-955

روز شمار واقعه عاشورا...شهادت حضرت ابوالفضل روز تاسوعا نیست!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط