نذر کرده ام.

نذر کرده ام.
یک روزی که خوشحال تر بودم،
بیایم و بنویسم که،
زندگی را باید با لذت خورد.
که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید.
و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد.

یک روزی که خوشحال تر بودم،
می آیم و می نویسم که،
این نیز بگذرد...
مثل همیشه که همه چیز گذشته است و
آب از آسیاب و طبل طوفان از نوا افتاده است.. یک روزی که خوشحال تر بودم،،
یک نقاشی از پاییز میگذارم , که یادم بیاید زمستان تنها فصل زندگی نیست
زندگی پاییز هم می شود , رنگارنگ , از همه رنگ , بخر و ببر... یک روزی که خوشحال تر بودم،
نذرم را ادا می کنم!
تا روزهایی مثل حالا!!!
که خستگی و ناتوانی لای دست و پایم، پیچیده است.
بخوانمشان.
و یادم بیاید که..
هیچ بهار و پاییزی بی زمستان مزه نمی دهد.،
و
هیچ آسیاب آرامی بی طوفان🌹
دیدگاه ها (۳)

‌نذر کرده اميک روزی که خوشحال تر بودمبيايم و بنويسم کهزندگی ...

پارت ۳ 🎀ویو آلیا 🖤لیا: خب حالا میگی داستان اون گردنبند چی بو...

کونیچیوا مینا_سان 👋 ببخشید یه چند وقتیه نیستم.بنده برگشتم و ...

یک روزی که خوشحال تر بودممی آیم و می نویسم کهاین نیز بگذرد ....

این نیز بگذرد ...نذر کرده امیک روزی که خوشحال تر بودمبیایم و...

#نذر کرده امیک روزی که خوشحال تر بودمبیایم و بنویسم که#زندگی...

یک روزی که خوشحالتر بودم...

نذر کرده امیک روزی که خوشحال تر بودمبیایم و بنویسم کهزندگی ر...

نذر کرده امیک روزی که خوشحال تر بودمبیایم و بنویسم کهزندگی ر...

نذر کرده امیک روزی که خوشحال تر بودمبیایم و بنویسم کهزندگی ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط