{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روزی که خوشحال تر بودم

یک روزی که خوشحال تر بودم
می آیم و می نویسم که
این نیز بگذرد ....
مثل همیشه که همه چیز گذشته است و
آب از آسیاب و طبل طوفان از نوا افتاده است

یک روزی که خوشحال تر بودم
یک نقاشی از پاییز میگذارم که
یادم بیاید زمستان تنها فصل زندگی نیست
زندگی پاییز هم می شود
رنگارنگ ، از همه رنگ ، بخر و ببر ....

یک روزی که خوشحال تر بودم
نذرم را ادا می کنم
تا روزهایی مثل حالا
که خستگی و ناتوانی لای دست و پایم پیچیده است
بخوانمشان
و یادم بیاید که
هیچ بهار و پاییزی بی زمستان مزه نمی دهد
و هیچ آسیاب آرامی بی طوفان .....
دیدگاه ها (۵)

‌نذر کرده اميک روزی که خوشحال تر بودمبيايم و بنويسم کهزندگی ...

پارت ۱۸ — آخرین روز دانشگاه 🎓🌸روز فارغ‌التحصیلی بالاخره از ر...

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

یک روزی که خوشحال تر بودمیک نقاشی از پاییز میگذارم ،که یادم ...

یک روزی که خوشحال تر بودمیک نقاشی از پاییز میگذارم ،که یادم ...

این نیز بگذرد ...نذر کرده امیک روزی که خوشحال تر بودمبیایم و...

#نذر کرده امیک روزی که خوشحال تر بودمبیایم و بنویسم که#زندگی...

یک روزی که خوشحالتر بودم...

نذر کرده امیک روزی که خوشحال تر بودمبیایم و بنویسم کهزندگی ر...

نذر کرده امیک روزی که خوشحال تر بودمبیایم و بنویسم کهزندگی ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط