فامیل دور : اقای مجری امروز قراره واسه این بچه برم خواستگ

فامیل دور : اقای مجری امروز قراره واسه این بچه برم خواستگاری
مجری : چی؟ این که بچه س . . .
فامیل : من نصف این بودم زن گرفتم! این که دیگه لندهوری شده واسه خودش !!
مجری : اخه این نه درس خونده.نه کار داره . . .
بچه : نه کیف کرده!
فامیل : شما مگه تلوزیون نمیبینی؟ همش میگن مهم تفاهمه
مجری : اخه این بچه اصلا میفهمه تفاهم ینی چی؟
فامیل : بله که میفهمه خودم بهش یاد دادم تازه خیلی چیزای دیگه هم بلده.بابایی اونایی که دیروز بهت یاد دادمو بگو به اقای مجری . . .
بچه : نهادینه سازی صرفه جویی در مصرف اب.مبارزه با ترویج فرهنگ غربی.مذاکرات پنج بعلاوه یک
مجری : ینی چون چار تا کلمه قلمبه سلمبه یاد گرفته دیگه وقت زن گرفتنشه؟
فامیل : اقای مجری زن گرفتن که چیزی نیس مردم با همین چارتا کلمه وزیر میشن؟
دیدگاه ها (۱۲)

پارت ۳که در همان لحظات .........& جیمین ؟× یوری ؟& هی جیمینی...

وای سلاماعلام زندگانیمحض اینکه بگم زندم و فشار این سریاله و ...

رمان تو خود منی

#قولی_که_شکست ###پارت ۴ صدای مامان تهیونگ امد ﷼تهیونگ پسرم ب...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

part 50 ≈ الو.....نامجوننامجون« عا....سلام بابا»≈سلام نامجون...

تصادف نزریک محل کارم

دوستان میخوام یه ریسک جدید بکنم (ناکسه و کارای عجیبش دیع.. 🗿...

رفتار سرد

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط