{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میان من و تو

میان من و تو
به همان اندازه فاصله هست
که میان ابرهایی که در آسمان و انسانهایی که بر زمین سرگردانند
شاید روزی به هم باز رسیم
روزی که من به سان دریایی خشکیدم و
تو چون قایقی فرسوده بر خاک ماندی
هر کس آنچه را که دوست دارد در بند میگذارد و هر زن مروارید غلتان خود را به زندان صندوقش محبوس میدارد
بگذار کسی نداند که
چگونه من به جای بوسیده شدن و نوازش شدن
گزیده شده ام
بگذار هیچ کس نداند،
هیچکس
و از میان این همه ی خدایان،
خدایی جز فراموشی بر این همه رنج آگاه نگردد...

احمد_شاملو
دیدگاه ها (۲)

شراب شوق می نوشـــــم به گرد یـــــار می گردم ...

در " نقاشی هایم " تنهاییم را پنهان می کنم...در " نوشته هایم ...

فرو رفتم به دریایی که نه پای و نه سر داردولی هر قطره‌ای از و...

توکل چه کلمه زیباییست..."تو" و "کل"...وقتی"تو" ، "کل"را داری...

میان من وتو به همان اندازه فاصله هست که میان ابرهایی که در آ...

.،میان من و تو به همان اندازه فاصله هستکه میان ابرهایی که در...

میان من و تو به همان اندازه فاصله هستکه میان ابرهایی که در آ...

میان من و تو به همان اندازه فاصله هستکه میان ابرهایی که در آ...

میان من و #تو به همان اندازه فاصله هستکه میان ابرهایی که در ...

#دلبرِ_خوش_خنده‌ی_ما😍میان من و #تو به همان اندازه فاصله هستک...

‌میان من و توبه همان اندازه فاصله هستکه میان ابرهایی که در آ...

میانمن و تو به همان اندازه فاصله هستڪه میان ابرهایے ڪه در آس...

شايد بهم باز رسيمروزی كه من به سان دريایی خشكيدمو تو چون قاي...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط