البته این شعر بیشتر مختص بچه قمی هاست!
البته این شعر بیشتر مختص بچه قمی هاست!
هوای جمکران تو دل مارا هوایی کرد .............................. دلم را گنبد فیروزه ای رنگی طلایی کرد
من از شبهای کوه خضر زیباتر نخواهم دید .............................. از آنجا هم حرم هم جمکران را میتوان بوسید
اگر چه مردم دنیا سراسر دوستت دارند .............................. ولیکن اهل قم یک جور دیگر دوستت دارند
خدا را شکر بین شهر ما از تو نشان پیداست .............................. کمی از پشت بام خانه ی ما، جمکران پیداست
اگر هر جای دنیایم دلم در یک خیابان است .............................. همیشه نیمه شعبان دلم در چهار مردان است
خیابانی که دل سرمست یوسف میشود در آن .............................. و با اصرار هی شربت تعارف میشود در آن
به پای دل به شوق دیدن دلدار خواهم رفت .............................. پیاده از حرم با گریه تا گلزار خواهم رفت
حرم...گلزار، احساس صفا تا مروه را دارد .............................. و بالای سرم یک کعبه ی زیبا خدا دارد
منه بیچاره دنبال تو هستم، چاره من چیست ؟ .............................. تو هستی در میان ما ولی توفیق دیدن نیست
و میدانم مرا که دل به تو بستم تو میبینی .............................. اگر چه اهل پایین شهر قم هستم تو میبینی
و میدانم که حتمأ سر به ما هم میزنی آقا .............................. تو حتی سر به جشن بچه ها هم میزنی آقا
چه می شد باز کودک میشدم با شور دلتنگی .............................. دوباره کوچه را تزئین کنم با کاغذ رنگی
و میخواند تو را حتی نگاه بچه ها آقا .............................. برای کودکان چشم بر راهت بیا آقا
سید حمیدرضا برقعی
هوای جمکران تو دل مارا هوایی کرد .............................. دلم را گنبد فیروزه ای رنگی طلایی کرد
من از شبهای کوه خضر زیباتر نخواهم دید .............................. از آنجا هم حرم هم جمکران را میتوان بوسید
اگر چه مردم دنیا سراسر دوستت دارند .............................. ولیکن اهل قم یک جور دیگر دوستت دارند
خدا را شکر بین شهر ما از تو نشان پیداست .............................. کمی از پشت بام خانه ی ما، جمکران پیداست
اگر هر جای دنیایم دلم در یک خیابان است .............................. همیشه نیمه شعبان دلم در چهار مردان است
خیابانی که دل سرمست یوسف میشود در آن .............................. و با اصرار هی شربت تعارف میشود در آن
به پای دل به شوق دیدن دلدار خواهم رفت .............................. پیاده از حرم با گریه تا گلزار خواهم رفت
حرم...گلزار، احساس صفا تا مروه را دارد .............................. و بالای سرم یک کعبه ی زیبا خدا دارد
منه بیچاره دنبال تو هستم، چاره من چیست ؟ .............................. تو هستی در میان ما ولی توفیق دیدن نیست
و میدانم مرا که دل به تو بستم تو میبینی .............................. اگر چه اهل پایین شهر قم هستم تو میبینی
و میدانم که حتمأ سر به ما هم میزنی آقا .............................. تو حتی سر به جشن بچه ها هم میزنی آقا
چه می شد باز کودک میشدم با شور دلتنگی .............................. دوباره کوچه را تزئین کنم با کاغذ رنگی
و میخواند تو را حتی نگاه بچه ها آقا .............................. برای کودکان چشم بر راهت بیا آقا
سید حمیدرضا برقعی
- ۲.۶k
- ۲۵ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط