پارت ۱۶
پارت ۱۶
یونا:چی چی میگی تو چرت و پرت نگو بیا بغلم که کلی دلم برات تنگ شده
یوجین:از من دور باشدوست ندارم همه بدونن که تو خواهر منی دوست ندارم کسی بدونه کسی که پیش منه یه قاتله
یونا:اصلا شوخی خوبی نیست داری اذیتم میکنی من؟آخه من آزارمم به یه مورچه نمیرسه بعد اینجوری میگی اینهمه کلی وقته ندیدمت بعد بر میگردی و اینجوریبه من میگی
یوجین:خیلی خوب خودتو میزنی به وون راه هرچند آخه کدوم قاتای میاد میکهمن آدم کشتم
یونا:یوجین من کسیو نکشتم
یوجین:چه زود یادت رفت پس من بورام رو کشتم
یونا:داریاز حدت رد میشی یوجین
یوجین:اون کسی که از حدش رد شده من نیستم تویی
(اشک توی چشمای یونا جمع شد )
یونا:میکشمتتت تانر
یوجین:دستت به هیونگ نخوره هه هه که تو آزارت به یه مورچه هم نمیرسه نه ؟بریم هیونگ
یونا:یوجین وایسا توروخدا وایساوش کنتو اشتباه میکنی
(که ماریا از پشت آب میریزه روی یونا و موهاشو از پشت میکشه )
(ماریا خواهر ناتنی یونا)
ماریا:به داداشم نزدیک نشو
(یونا زا شدتشوکدوباره این اتفاق خشکش میزنه به خاطر اتفاقی که قبلا براش افتاده)
ماریا:اگر یهبار دیگه ببینمت قول نمیدم کاری به داداشت نداشتهباشما
یونگی:هی داریچهغلطی میکنی؟وایسا
(ماریا با دیدن اینکه یکی داره میدوه سمتش فرار میکنه)
یونگی:یونا؟یونااا خوبی ؟یونا منوببین
(که با شنیدن صدای یونگی همه میات بیرون )
یونگی:جیننن اونحا واینسا بیا ببین چرا تکون نمیخوره توروخدا کمکش کننن
جین:برو کنار
جونگ کوک:چه خبره برید کنار ببینم... یونا؟چیشده
جیمین:همه برگردید سر کارتون سریع
تهیونگ:چرا یونا دوباره اینجوریشده
جیهوپ:یونگی خوبی؟دستات داره میلرزه
یونگی:منو ولش یونا
جین:چیزی نیست خداروشکر به موقع رسیدی بهش شوک زده شده بازدوباره
نامجون:دلیل؟چرا اینجوری شده چرا خیس شده
جین:دلیل این شوک اینه که از یه چیزی ترسیده و خیس شدنش رو نمیدونم یونگی چیزی دیدی؟
یونگی:فیلم های دوربین هارو میخوام
جیمین:ها؟
یونگی: یه نفر رو دیدم که موهای یونا روداشت میکشید و نمیدونم کامل ندیدم باید فیلم هارو ببینیم تا بدونیم چیشده
جونگ کوک:من یونا رو میبرم تو اتاقم بعد میام پیشتون
جیهوپ:در رو قفل کن و یکی هم بزار پشت در
جونگ کوک:باشه مرسی
(جونگ کوک یونا بغل میکنه و میبره به اتاق خودش و میزارتش رو مبل)
جونگ کوک :نمیدونمباهات چیکار کنم از دست تو یونا
جونگ کوک:چیزی دست گیرتونشد چرا قیافه هاتون آویزونه؟
نامجون:خودت ببین
جونگ کوک:این همون حرم زاده هست؟ درسته؟ مگه نه بگید که اشتباه میکنم
تهیونگ:متاسفانه اشتباه نمیکنی
جونگ:زندش نمیزارم
جیمین:الان نه جونگ کوک
جونگ کوک:چی؟
جین:این پسره یه ربطی به یونا داره
جونگ کوک:خب که چی ؟
یونگی:یعنی اینکه باید بزاریم یونا بهوش بیاد و برامون توضیح بده
جیهوپ:و بگه که اون دختری که میدونسته دوربین هامون کجا نصب شده حتی نصف صورتشهم توی دوربین ها نیوفتاده کیه؟
جونگ کوک:از کجا میدونین که یونا میدونه؟
نامجون:چون معلومه اگر فیلم رو ببینی
(که میرنبالای سر یونا تا بیدار بشه)
جیهوپ:داره بیدار میشه بچهها
یونگی:یونا خوبی؟
یونا:واییی چیه چیشده چرا همتون اینجا جمع شدین چت...چتونه
چطور بود🤔🫠😊
یونا:چی چی میگی تو چرت و پرت نگو بیا بغلم که کلی دلم برات تنگ شده
یوجین:از من دور باشدوست ندارم همه بدونن که تو خواهر منی دوست ندارم کسی بدونه کسی که پیش منه یه قاتله
یونا:اصلا شوخی خوبی نیست داری اذیتم میکنی من؟آخه من آزارمم به یه مورچه نمیرسه بعد اینجوری میگی اینهمه کلی وقته ندیدمت بعد بر میگردی و اینجوریبه من میگی
یوجین:خیلی خوب خودتو میزنی به وون راه هرچند آخه کدوم قاتای میاد میکهمن آدم کشتم
یونا:یوجین من کسیو نکشتم
یوجین:چه زود یادت رفت پس من بورام رو کشتم
یونا:داریاز حدت رد میشی یوجین
یوجین:اون کسی که از حدش رد شده من نیستم تویی
(اشک توی چشمای یونا جمع شد )
یونا:میکشمتتت تانر
یوجین:دستت به هیونگ نخوره هه هه که تو آزارت به یه مورچه هم نمیرسه نه ؟بریم هیونگ
یونا:یوجین وایسا توروخدا وایساوش کنتو اشتباه میکنی
(که ماریا از پشت آب میریزه روی یونا و موهاشو از پشت میکشه )
(ماریا خواهر ناتنی یونا)
ماریا:به داداشم نزدیک نشو
(یونا زا شدتشوکدوباره این اتفاق خشکش میزنه به خاطر اتفاقی که قبلا براش افتاده)
ماریا:اگر یهبار دیگه ببینمت قول نمیدم کاری به داداشت نداشتهباشما
یونگی:هی داریچهغلطی میکنی؟وایسا
(ماریا با دیدن اینکه یکی داره میدوه سمتش فرار میکنه)
یونگی:یونا؟یونااا خوبی ؟یونا منوببین
(که با شنیدن صدای یونگی همه میات بیرون )
یونگی:جیننن اونحا واینسا بیا ببین چرا تکون نمیخوره توروخدا کمکش کننن
جین:برو کنار
جونگ کوک:چه خبره برید کنار ببینم... یونا؟چیشده
جیمین:همه برگردید سر کارتون سریع
تهیونگ:چرا یونا دوباره اینجوریشده
جیهوپ:یونگی خوبی؟دستات داره میلرزه
یونگی:منو ولش یونا
جین:چیزی نیست خداروشکر به موقع رسیدی بهش شوک زده شده بازدوباره
نامجون:دلیل؟چرا اینجوری شده چرا خیس شده
جین:دلیل این شوک اینه که از یه چیزی ترسیده و خیس شدنش رو نمیدونم یونگی چیزی دیدی؟
یونگی:فیلم های دوربین هارو میخوام
جیمین:ها؟
یونگی: یه نفر رو دیدم که موهای یونا روداشت میکشید و نمیدونم کامل ندیدم باید فیلم هارو ببینیم تا بدونیم چیشده
جونگ کوک:من یونا رو میبرم تو اتاقم بعد میام پیشتون
جیهوپ:در رو قفل کن و یکی هم بزار پشت در
جونگ کوک:باشه مرسی
(جونگ کوک یونا بغل میکنه و میبره به اتاق خودش و میزارتش رو مبل)
جونگ کوک :نمیدونمباهات چیکار کنم از دست تو یونا
جونگ کوک:چیزی دست گیرتونشد چرا قیافه هاتون آویزونه؟
نامجون:خودت ببین
جونگ کوک:این همون حرم زاده هست؟ درسته؟ مگه نه بگید که اشتباه میکنم
تهیونگ:متاسفانه اشتباه نمیکنی
جونگ:زندش نمیزارم
جیمین:الان نه جونگ کوک
جونگ کوک:چی؟
جین:این پسره یه ربطی به یونا داره
جونگ کوک:خب که چی ؟
یونگی:یعنی اینکه باید بزاریم یونا بهوش بیاد و برامون توضیح بده
جیهوپ:و بگه که اون دختری که میدونسته دوربین هامون کجا نصب شده حتی نصف صورتشهم توی دوربین ها نیوفتاده کیه؟
جونگ کوک:از کجا میدونین که یونا میدونه؟
نامجون:چون معلومه اگر فیلم رو ببینی
(که میرنبالای سر یونا تا بیدار بشه)
جیهوپ:داره بیدار میشه بچهها
یونگی:یونا خوبی؟
یونا:واییی چیه چیشده چرا همتون اینجا جمع شدین چت...چتونه
چطور بود🤔🫠😊
- ۵۶۹
- ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط