با سبکباری شب پائیز را سر می‏ توان کرد

با سبکباری شب پائیز را سر می‏ توان کرد
نیست توفانی اگر، خود را که پرپر می‏ توان کرد

گریه درمان نیست، می ‏دانم، ولی با این بهانه
دردها را لااقل قدری سبک‏تر می ‏توان کرد

با همین آهی که می ‏گوی که تاثیری ندارد
خاطر آیینه‏ سانت را مکدّر می‏ توان کرد

هر دروغی را قبولاندم به خود بعد از تو؛ آیا
«زندگی زیباست» را هم بی تو باور می ‏توان کرد؟

دوست دارم این غزل ورد زبان خلق گردد؛
شعر من ساده است، آن را راحت از بَر می توان کرد.


#مهدی_عابدی
دیدگاه ها (۳)

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

خدا نقاشی‌ات کرد و به دیوار تماشا زدخدا رنگ تو را روی تمام د...

ورود کاربر / نام‌نویسی  حافظ » غزلیات »غزل شمارهٔ ۱۵۴ راهی ...

حق با تو بودجدار آرزوهایم را می شکنمهمه را روانه می کنمبه سو...

السلام علیک یا بقیه الله

می دانم که می دانی دلم تنگ است .تنگ است برای یک نگاه .دلم تن...

پرنده خیس...می دانیپرنده را بی دلیل اعدام می کنیدر ژرف توآیی...

:::::عاشقى که نيست حيران تو، حيران مي شودخواه يا ناخواه، خوا...

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم چند وقت است که هر شب به تو...

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم چند وقت است که هر شب به تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط