{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی یکی از نیروهای شیطان رو به شیطان کرد و گفت:

روزی یکی از نیروهای شیطان رو به شیطان کرد و گفت:

فرمانده چرا اینقدر خوشحالی،مگر گمراه کردن اینها چه فایده ای دارد

شیطان جواب داد:امام اینها که بیاید ،عمر ما تمام میشود.
اینها را که غافل کنیم، امامشان دیرتر می آید

دوباره پرسید:
آیا ما موفق بوده ایم؟⁉️
شیطان خنده ای کرد و گفت:
مگر صدای گریه امامشان را نمیشنوی
مگر صدای طلب استغفار او را نمیشنوی!؟!



❤️مجله بسوی ظهور❤️
دیدگاه ها (۲)

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

#my.FUCKER.mafai. part6فیلیکس با چشمانی باز، اما ...

خواهر یه کوالا پارت ۲۴

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۹‌فلش‌بک - خاطرات ۱۴...

KIM V

کپی کنید من که تنم لرزیدروزی یکی از نیروهای شیطان رو به شيطا...

روزی یکی از نیروهای شیطان رو به او کرد و گفت: فرمانده چرا ای...

روزی یکی از نیروهای شیطان رو به او کرد و گفت: فرمانده چرا ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط