{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی یکی از نیروهای شیطان رو به او کرد و گفت:

روزی یکی از نیروهای شیطان رو به او کرد و گفت:
فرمانده چرا اینقدر خوشحالی؛مگر گمراه کردن اینها چه فایده ای دارد؟
شیطان جواب داد:امام اینها که بیاید ،عمر ما تمام میشود.
اینها را که غافل کنیم، امامشان دیرتر می آید!
دوباره پرسید:
آیا ما موفق بوده ایم؟
شیطان خنده ای کرد و گفت:
مگر صدای گریه امامشان را نمیشنوی
مگر صدای طلب استغفار او را نمیشنوی!؟!
خاک عالم سرم. . . آقام غریبه
دیدگاه ها (۲)

زنگ زدم خونه خواهرم،بچه خواهرم گوشي روبرداشت. گفتم:سلام،بگوم...

ﭘﺴﺮﻛﻲ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﭘﺮﺳﻴﺪ : ﻣﺎﻣﺎﻥ ﭼﺮﺍ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ ؟ ﻣﺎﺩﺭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺵ...

همـه ماهــــر شــــده انــــد ... یـک نفــــره هــــزاران ن...

ﮐـﺎﺵ ﻣـﯽ ﻓـﻬـﻤﯿـﺪﯼ .... ﻗـﻬـﺮ ﻣﯿـﮑﻨﻢ ﺗـﺎ ﺩﺳـﺘـﻢ ﺭﺍ ﻣـﺤـﮑﻤﺘﺮ ...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

خواهر یه کوالا پارت ۲۴

KIM V

KIM V

کپی کنید من که تنم لرزیدروزی یکی از نیروهای شیطان رو به شيطا...

روزی یکی از نیروهای شیطان رو به او کرد و گفت: فرمانده چرا ای...

روزی یکی از نیروهای شیطان رو به او کرد و گفت: فرمانده چرا ای...

روزی یکی از نیروهای شیطان رو به شیطان کرد و گفت:فرمانده چرا ...

حقیقت تلخ روزی یکی از نیروهای شیطان رو به او کرد و گفت:فرمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط