فقط یه دوست معمولی
فقط یه دوست معمولی
پارت2
صبح زود که پاشدم یه زنگ به مینا زدم مینا دوست صمیمی منه و خیلی آروم و منطقیه
مینا:سلام ات چخبر
ات: سلام مینا چه خبر کجای
مینا: هیچی دارم وسایل رو آماده میکنم برم خوابگاه
ات :اوکی اونجا میبینمت بای
مینا: بای
بعد از صحبتمون سمت چمدونم و رفتم و آوردم تو پذیرای با مامان و بابا خداحافظی کردم و به راه افتادم بعد حدود یه ساعت به خوابگاه رسیدم مینا وایساده بود تا برسم هوا هم سرد بود بعد از کلی شوخی رفتیم داخل و رفتیم تو اتاقمون سارا هم اونجا بود اول از همه رفته بود نامرد سلام و احوالپرسی کردیم بعد رفتیم و وسایلمون رو جاسازی کردیم بعد کلی صحبت و مرور خاطرات گشنمون شد و گفتیم که سارا واسمون غذا درست کنه آخه غذای دستش خیلی خوشمزس هیچی دیگه با هزار غر زدن درست کرد بعد غذا خوردیم و سارا گفت
_ بریم بیرون
مینا :نمیدونم من پایم
ات :باشه منم پایم
رفتیم بیرون یه چرخی زدیم و بستنی خوردیم و اینا همینطوری با پیاده روی برگشتیم خوابگاه البته اینم بگم که خوابگاه پسرا هم نزدیک بود بگذریم از جلوی خوابگاه پسرا رد میشدیم که به بچها گفتم
وای چقد ساکته اینجا خوابگاه خودمون بهتره اینجا انگار شهر ارواحه😂
بعد دخترا شروع به خندیدن کردن و برگشتیم خوابگاه
بچه ها لایک ها خیلی کمه حداقل یکم لایک کنید منم انرژی بگیرم🙂🤍
#فیک #فیک_کره_ای #فیک_تهیونگ #تهیونگ #وی #BTS #Taehyung #KimTaehyung #فیک_عاشقانه #فیک_کمدی #عاشقانه #کمدی #رمان #رمان_کره_ای #فیک_جدید #داستان_عاشقانه #فیک_دوستی #ات_و_تهیونگ #ویسگون #فیک_ویسگون #رمان_ویسگون #داستان_کره_ای 💗✨
پارت2
صبح زود که پاشدم یه زنگ به مینا زدم مینا دوست صمیمی منه و خیلی آروم و منطقیه
مینا:سلام ات چخبر
ات: سلام مینا چه خبر کجای
مینا: هیچی دارم وسایل رو آماده میکنم برم خوابگاه
ات :اوکی اونجا میبینمت بای
مینا: بای
بعد از صحبتمون سمت چمدونم و رفتم و آوردم تو پذیرای با مامان و بابا خداحافظی کردم و به راه افتادم بعد حدود یه ساعت به خوابگاه رسیدم مینا وایساده بود تا برسم هوا هم سرد بود بعد از کلی شوخی رفتیم داخل و رفتیم تو اتاقمون سارا هم اونجا بود اول از همه رفته بود نامرد سلام و احوالپرسی کردیم بعد رفتیم و وسایلمون رو جاسازی کردیم بعد کلی صحبت و مرور خاطرات گشنمون شد و گفتیم که سارا واسمون غذا درست کنه آخه غذای دستش خیلی خوشمزس هیچی دیگه با هزار غر زدن درست کرد بعد غذا خوردیم و سارا گفت
_ بریم بیرون
مینا :نمیدونم من پایم
ات :باشه منم پایم
رفتیم بیرون یه چرخی زدیم و بستنی خوردیم و اینا همینطوری با پیاده روی برگشتیم خوابگاه البته اینم بگم که خوابگاه پسرا هم نزدیک بود بگذریم از جلوی خوابگاه پسرا رد میشدیم که به بچها گفتم
وای چقد ساکته اینجا خوابگاه خودمون بهتره اینجا انگار شهر ارواحه😂
بعد دخترا شروع به خندیدن کردن و برگشتیم خوابگاه
بچه ها لایک ها خیلی کمه حداقل یکم لایک کنید منم انرژی بگیرم🙂🤍
#فیک #فیک_کره_ای #فیک_تهیونگ #تهیونگ #وی #BTS #Taehyung #KimTaehyung #فیک_عاشقانه #فیک_کمدی #عاشقانه #کمدی #رمان #رمان_کره_ای #فیک_جدید #داستان_عاشقانه #فیک_دوستی #ات_و_تهیونگ #ویسگون #فیک_ویسگون #رمان_ویسگون #داستان_کره_ای 💗✨
- ۱۹۵
- ۰۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط