آیدای من:

آیدای من:
تا هنگامی که هنوز کلماتی دارم تا عشق خود را به تو ابراز کنم، زنده ام.
به این زندگی دل بسته ام و آن را روز به روز پُر بارتر می خواهم.
تو آخرین چوب کبریتی هستی که می‌باید به آتشی عظیم مبدل شوی و
از زندگی من، در برابر سرمای مرگ در این بیابان پر از وحشت دفاع کنی.
اگر این چوب نگیرد، مرگ در این برهوت حتمی است!
تو همه ی امید من، تو پناهگاه گرم و روشن من هستی.
فردا برایت نامه‌ی دیگری خواهم نوشت.
هزار هزار هزار بار می بوسمت.
نوک انگشت هایت را، زانوهایت را، گوش های کوچولویت را و اطلسی های خودم را...

#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱)

آدم‌ها فکر می‌کنند عشق یعنی چیزهای عجیب‌وغریب یا کلماتی که ف...

به اطراف خود نگاه کنید، قدر داشته‌های خودتان را بدانید، روزی...

🚨 طنز تلخدو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بس...

#دلدارزمانی ک تو باشیزندگی برایم قشنگ‌ ست عاشقی برایم با معن...

پروانه جان

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

پروانه جان

محبوب من:🌸❤آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده ای که چرا از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط