{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝒰𝓃𝓀𝓃𝑜𝓌𝓃 𝒹𝑒𝓈𝓉𝒾𝓃𝒶𝓉𝒾𝑜𝓃

𝒰𝓃𝓀𝓃𝑜𝓌𝓃 𝒹𝑒𝓈𝓉𝒾𝓃𝒶𝓉𝒾𝑜𝓃
𝐏𝐚𝐫𝐭:⁹³
(صبح)
-″ وقتی بیدار شدم دیدم ا.ت خوابیده...رفتن بیرون و سرو صورتمو شستم که دیم تهیونگ نشسته بیرون″
-اول صبحی! از کی بیداری؟
×یه دوساعتی میشه
- هیی...تهیونگ؟
×بله؟
- به نظرت جانگ شیک تا کجا تونسته بیاد؟
×نمیدونم...نمیدونمم....جونگ کوک من خیلی میترسم..شاید نشون ندم اما سر بورا،هانول و همه مون نمیتونم پنهانش کنم...خیلی ذهنم بهم ریختس
-میدونم...منم میترسم اما کاریش نمیشه کرد....
همینطور داشتن حرف میزدن
″ عشق،محبت،خانواده باعث میشه حتی اگه پادشاه هم باشی اگه اونا به خطر بیوفتن ترسی خیلی خیلی بدی به دلت بیاد هرچقدر قدرت داشته باشی بازم نمیشه،کی از دست جانگ شیک خلاص میشن؟ که میرن سر خونه زندگیشون؟ کی به اون ارامش میرسن؟ اینا همه ی سوالاتیه که ذهن همشون رو درگیر کرده...این افکار حتی باعث میشه نخوابن...راحت نباشن....چیکار میتونن بکنن؟ مگه راه چاره ایی دارن؟″








بچهااا بازم میگم مرسیی که تا الان صبر کردین و عذر میخوام که دیر کردم و کم گذاشتم ذهنم مشغوله و فیک نمیاد توی ذهنم و نمیتونم پارتای خوبی براتون بزارم الانم میگم اگه این سه پارتی که براتون گذاشتم بد بود یا نتونستم خوب بنویسم فقط تو کامنتا بهم بگید چون میدونید که نظرتون خیلی خیلی خیلییییی برام مهمه لطفا با کامنتاتون شادم کنید💕🙂
دیدگاه ها (۱۲)

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

این فیک هم تموم شد خیلی ازتون ممنونم که فیکمو خوندین و حتی ب...

خب کارلوی عزیزم امروز میشه سه ماه که دوستیم میدونی این سه ما...

پارت ۱۸یهو دیدم همه دارن بهم نگاه میکردن چون .. من داشتم فار...

رمان جیهوپ قسمت هفتم

forced by your side به اجبار کنار تو part:12+چشم اجومارفتم ا...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 221♡⁠。⁠)⁩جونگکو...

سناریو:زخم التیامی/ادامه پارت ۴_امروز شنبه. چند روزی میشه که...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط