پارت ۱۸

پارت ۱۸

یهو دیدم همه دارن بهم نگاه میکردن

چون .. من داشتم فارسی حرف میزدم 😂😁😁

سورپرایز شدید نه ؟

@ دخترم هفته بعد عروسی داریم تو هم باید باشی

× نمیشه من نیام ؟

@ تو که هنوز نمی دونی عروسی کی

× کی

@ دختر خاله بزرگت

× چیییییییی 😱😯

@ بله

@ کاری نداری بابات صدام می‌کنه

× نه خدافظ

.....................................

× آلو عشقم

∆ جانم

× میگم راستش

∆ چیزی شده ؟

× نه میشه همو ببینیم ؟

∆ البته بیا کافه ..... منتظرتم


...... ویو کافه

ته : نشسته بودم که دیدم ات با قیافه آشفته اومد

× سلام ( کلافه )

∆ سلام چیزی شده .. چی میخوری بگم بیارن

× بگو ی لیوان درد بیارن

∆ یاااااا چی شده

× بگو چی نشده اول از اون نچسب بگو .

∆ کدوم نچســــ.... آهاااا

× آرهههه

∆ به خدا نمی‌زارم نزدیکم شه

× باور ؟

∆ باور

∆ خب تو بگو

× هوفففففف باید برگردم ایران

∆ چییی ؟ کلا ؟

× نه یک هفته به خاطر عروسی دختر خاله ام

∆ ع مبارک

× ممنون ( کلافه )

∆ خب چرا ناراحتی

× چون نمی خوام ولت کنم چون اون کوک لاس زنــــــ... چیزه

× چی ؟؟؟؟؟

× چیزه هیچی

∆ نه داشتی میگفتی ( یکم عصبی )

× بگم کار خیلی بدی نمیکنی ؟

∆ بگو حداقل اگه بگی کار بدی میکنم ولی اگه نگی و خودم بفهمم کار خیلی خیلی خیلی خیلی بدی میکنم

× باشه کوک خب نمیدونه ما باهمیم برای همین ..........


ادامه پارت بعد طولانی شد



شرط

۲۵ کامنت

۸ بازنشر

۷ فالو
دیدگاه ها (۷)

پارت دو «ات ویو»خب ی حس بدی دارم ولی نباید بگم کوک: چی شده پ...

Iove and the moonPart30ویو فردا صبح کوک: سلام یونا: سلام چه ...

THE DARK SHADOWS

پارت ۸ویو جونگ کوکرفتم از اتاقم بیرون روبی رو دیدم چقدر خوشگ...

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

رئیس دوست داشتنی پارت چهاردهم صبح بود ومن از تخت خوابم بلند ...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.57(روایت از زبان ا.ت)صب...

the first lie

پارت پنج

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط