‌‌من عاقبت

‌‌من عاقبت
از اینجا خواهم رفت
پروانہ اے کہ با شب مےرفت
این فال را براے دلم دید

دیرے است
مثل ستاره ها چمدانم را
از شوق ماهیان و تنہایے خودم پر کرده ام
ولے
مہلت نمےدهند کہ مثل کبوترے
در شرم صبح پر بگشایم
با یڪ سبد ترانہ و لبخند
خود را بہ کاروان برسانم
اما...
من عاقبت از اینجا خواهم رفت
پروانہ اے کہ با شب مےرفت
این فال را براے دلم دید.
دیدگاه ها (۱)

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

استی از لینو خواست بهش کره ای یاد بده لینو هم بهش «دستشویی ک...

پروانه جان

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز ا/ت و مایکیشب کریسمس در توکیو ...

سناریو ران پارت یک

#حکایت_قدیمی حکایت مسافران دنیا در روز حسرتمیگویند در قدیم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط