قرارشده "زندگی" کنم ...

قرارشده "زندگی" کنم ...
قرارشده هر روز با طلوعِ خورشید ، شادی ام طلوع کند ...
پرده ها را باز کنم و به زندگی ام نور بپاشانم !
آواز بخوانم و در نهایتِ شادی و امید ، تمامِ خانه را از غم و اندوهِ چندین ساله اش پاک کنم ...
گلهایِ گلدان را سیراب کنم و رویِ بی تابیِشان دستمال بکشم ...
قرار شده هرروز ، بوی عطرِ غذایی که با عشق می پزم تمام کوچه را بردارد ...
و صدای موسیقیِ شاد و آرام بخش ، از خانه ی ما تا تمامِ خانه های اطراف پخش شود ...
قرارشده پیامبرِ شادی و امیدباشم !
قرارشده ... اما من هنوز توی رختخوابم ... !
وَ قرارشده ها بماند برایِ شنبه ...
دیدگاه ها (۲)

قرارشده "زندگی" کنم...قرارشده هر روز با طلوعِ خورشید،شادی ام...

خوشبختی یعنی همین؛ که زندگی را سخت نگیریم، که حالِ من خوب باشد…

درست چنین روزهایی بود، دوران طلایی و شیرین کودکی. روزهای پای...

این باد سرکش نزدیک بهار را چقدر زیاد دوست دارم!انگار آمده هر...

تو دراین جهان زنده ای، وقتی عمیق می خندیومردمی که در تاریکی ...

قبل از خواندن این پارت یکم دستمال کاغذی بد نیست کنار دستتون ...

روزها ادامه‌‌ی همدیگرند. کمابیش با اتفاقات یکسان. با خوشی‌ها...

آخرین حرف های استیو جابز بنیانگذار  شرکت اپل و میلیادر موفقی...

.سلام!حال همه‌ی ما خوب استملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ ...

گمان می کنم هر آدمی باید پشت پنجره ی اتاقش، یک گلدان گل شمعد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط