عشق بی پایان قسمت پنجم
قسمت پنجم:
فردا شد بیدار شدیم و رفتیم بیرون صبحانه خوردیم و هیون و آسلی رفتن جایی تا هم راحت باشن هم باهم برن کمی قدم بزنن به هم زنگ زدن گفتن امروز باید یه کنسرت اجرا کنه منم دوست داشتم برم برای همین رفتیم جونگمین رفت آماده شد منم همراهش رفتم چیزی توی اتاق گریم دیدم انگار یه بلند گو بود شبیه یه هنزفری بدون سیم بود گذاشتمش توی گوشم همینطوری امتحانش کنم که یه خانمی اومد گفت من اجازه ندارم اتاق گریم بیام منم رفتم نشستم منتظر بین تماشا چی ها جونگمین اومد روی صحنه به همراه پارک گیوری نمیدونم چرا به گیوری حس خوب نگرفتم (اهنگ if you cannot بود) جونگمین شروع کرد خوندن بعدش که نوبت گیوری شد گیوری وسط های خوندنش بود که یهو سرفه کرد انگار نتونست بخونه و مجبور شد بره منم حواسم نبود اون بلندگو توی گوشمه شروع کردم خوندن ادامه اون آهنگ رو جونگمین شوکه شد این اهنگ رو جایی شنیده بودم و بلد بودم شروع کردم خوندن که وسطش به خودم اومد نخوندم جونگمین عذرخواهی کرد و صحنه تاریک شد یهو چندتا آدم اومدن منو بردن اتاق گریم سریع توی فرصت کم یه لباس مجلسی قرمز پوشیدم و اماده ام کردن خلاصه فرستادنم روی صحنه دوباره جونگمین شروع کرد خوندن بعد نوبت من شد شروع کردم خوندن بعد من از اونطرف اومدم جونگمین هم از اون طرف و بهم نزدیک شدیم و خوندیم باهم بعد خوندن اهنگ تا بیام برم جونگمین دستمو گرفت و منو طرف خودش کشید و منو بوسید جلوی اون همه جمعیت شوکه شدم وقتی داشتیم میرفتیم از کمپانی اومده بودن گفتن صدام عالیه میتونم با جونگمین کار کنم بنا براین جونگمین منو برد خونه ی دابل اس منو جونگمین راجب کنسرت حرف میزدیم و میخندیدیم وشاد بودیم جونگمین در زد یونگ سنگ اومد درو باز کرد و بقیه هم اومدن ما با خنده وارد شدیم یهو پسرا رومون گل ریختن هیونگ هم از پله ها میومد و همشون تبریک گفتن هیونگ به محض اینکه منو دید شوکه شد درست اون روز که نجاتش دادم رو یادش اومد منو جونگمین رفتیم داخل و با پسرا آشنا شدم اومدم به هیونگ سلام کردم
گفتم:سلام پارک دریا هستم خوشبختم
هیونگ محو من شده بود
جونگمین:ای بابا هیونگ چت شده تو خوبی
هیونگ به خودش اومد
هیونگ:چی بله کیم هیونگ جون هستم خوشبختم
منم با جونگمین رفتم توی نشیمن نشستیم خلاصه هممون جمع شدیم بجز هیونگ هیونگ کمی شوکه شده بود و حالش خوب نبود باورش نمیشد رفت توی حیاط
هیونگ:امکان نداره یعنی این همون دختره ؟این یعنی دوست دختر جونگمینه؟
گرم آشنا شدن بودیم با بقیه دابل اس خلاصه قرار بود به گفته ی کمپانی با جونگمین کار کنم و به دلیل اینکه خونه ی دابل اس به کمپانی نزدیک تر بود منم باید وسایلمو جمع میکردم و پیش اونا میرفتم خوشبختانه یه اتاق خالی وجود داشت
فردا شد بیدار شدیم و رفتیم بیرون صبحانه خوردیم و هیون و آسلی رفتن جایی تا هم راحت باشن هم باهم برن کمی قدم بزنن به هم زنگ زدن گفتن امروز باید یه کنسرت اجرا کنه منم دوست داشتم برم برای همین رفتیم جونگمین رفت آماده شد منم همراهش رفتم چیزی توی اتاق گریم دیدم انگار یه بلند گو بود شبیه یه هنزفری بدون سیم بود گذاشتمش توی گوشم همینطوری امتحانش کنم که یه خانمی اومد گفت من اجازه ندارم اتاق گریم بیام منم رفتم نشستم منتظر بین تماشا چی ها جونگمین اومد روی صحنه به همراه پارک گیوری نمیدونم چرا به گیوری حس خوب نگرفتم (اهنگ if you cannot بود) جونگمین شروع کرد خوندن بعدش که نوبت گیوری شد گیوری وسط های خوندنش بود که یهو سرفه کرد انگار نتونست بخونه و مجبور شد بره منم حواسم نبود اون بلندگو توی گوشمه شروع کردم خوندن ادامه اون آهنگ رو جونگمین شوکه شد این اهنگ رو جایی شنیده بودم و بلد بودم شروع کردم خوندن که وسطش به خودم اومد نخوندم جونگمین عذرخواهی کرد و صحنه تاریک شد یهو چندتا آدم اومدن منو بردن اتاق گریم سریع توی فرصت کم یه لباس مجلسی قرمز پوشیدم و اماده ام کردن خلاصه فرستادنم روی صحنه دوباره جونگمین شروع کرد خوندن بعد نوبت من شد شروع کردم خوندن بعد من از اونطرف اومدم جونگمین هم از اون طرف و بهم نزدیک شدیم و خوندیم باهم بعد خوندن اهنگ تا بیام برم جونگمین دستمو گرفت و منو طرف خودش کشید و منو بوسید جلوی اون همه جمعیت شوکه شدم وقتی داشتیم میرفتیم از کمپانی اومده بودن گفتن صدام عالیه میتونم با جونگمین کار کنم بنا براین جونگمین منو برد خونه ی دابل اس منو جونگمین راجب کنسرت حرف میزدیم و میخندیدیم وشاد بودیم جونگمین در زد یونگ سنگ اومد درو باز کرد و بقیه هم اومدن ما با خنده وارد شدیم یهو پسرا رومون گل ریختن هیونگ هم از پله ها میومد و همشون تبریک گفتن هیونگ به محض اینکه منو دید شوکه شد درست اون روز که نجاتش دادم رو یادش اومد منو جونگمین رفتیم داخل و با پسرا آشنا شدم اومدم به هیونگ سلام کردم
گفتم:سلام پارک دریا هستم خوشبختم
هیونگ محو من شده بود
جونگمین:ای بابا هیونگ چت شده تو خوبی
هیونگ به خودش اومد
هیونگ:چی بله کیم هیونگ جون هستم خوشبختم
منم با جونگمین رفتم توی نشیمن نشستیم خلاصه هممون جمع شدیم بجز هیونگ هیونگ کمی شوکه شده بود و حالش خوب نبود باورش نمیشد رفت توی حیاط
هیونگ:امکان نداره یعنی این همون دختره ؟این یعنی دوست دختر جونگمینه؟
گرم آشنا شدن بودیم با بقیه دابل اس خلاصه قرار بود به گفته ی کمپانی با جونگمین کار کنم و به دلیل اینکه خونه ی دابل اس به کمپانی نزدیک تر بود منم باید وسایلمو جمع میکردم و پیش اونا میرفتم خوشبختانه یه اتاق خالی وجود داشت
- ۵.۰k
- ۱۵ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط