{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و میخوایم بخوابیم خودمونو توی بغلشون جا میدیم و میگیم«خجالت میکشم(با لحن کیوت)»مال یونگی طولانی تر باشه لطفا:
شوگا: اوکی بریم غذا ؟
ا.ت:اوکییی
ا.ت ویو 🎀
رفتیم غذا خوردیم من گفتم
ا.ت:بریم فیلم
شوگا: اوکی
رفتم خوراکی هارو آماده کردم نشستم
شوگا منو بغل کرد گذاشت رو پاش
منم شروع کردم ب خوردن خوراکی هی از رو ای میز اون میز بر می داشتم ک
شوگا ویو 🛐
ا.ت خیلی تکون میخورد منم یک تحریک شدم
شوگا:اگه بیشتر تکون بخوری فکر نکنم فردا خوب راه بری
دیدگاه ها (۴)

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

سناریو درخواستی

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٢از بابام خداحافظی کردم سوار هواپیما ...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

دوپارتی اسمات درخواستی از جیناسمات از جینا،ت ویوجین بعد از ۳...

《برادره ناتنیم》(پارت ۶)ویو ا/ترفتم یک کراپ و دامن تن کردم رف...

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ²ویوی ا/تا/ت:خوب میشنوم جیم...

مافیای من

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط