پارت ۲۳ ( زندگی من 🩰 )

پارت ۲۳ ( زندگی من 🩰 )


منو رکس تنها رفتیم کلاس و خانوم تنها اونجا بود 🙂
زنداییم 💛 : من میرم نقاشی مکه ای که داشتین می‌کشیدین رو بیارم
املی 🩷 : اوکی
بعد وقتی رفت مکس 💙 اومد 😃 و تا الان ۳ نفر فقط تو کلاسن بعد چند دقیقه جک 💚 و میا 💜 هم اومدند و بعد هم لیلی و آلیس اومدند ( قبلاً باهاشون دوست بودم )
و منم با خوشحالی بهشون سلام کردم
بعد هم روکی 🩶 اومد .... 😑
بعد که همه رفتن جز میا و من و رکس ، لوکا 🩵 اومد و امروز کای 🧡 نیومد 🥲

پایان 🩷😊🫶🏻
دیدگاه ها (۲۶)

پارت ۳۴ ( زندگی من 🩰 ) خونه ی مادر بزرگم بودم و زنداییم 💛 گف...

پارت ۳۰ ( زندگی من 🩰 ) وقتی میخواستم برم کلید کلاس رو از خان...

اسم واقعی شخصیتهای داستان: املی : اسماء 🩷لوکا : بنیامین 🩵مکس...

پارت ۱ ( زندگی من 🩰 ) سلام من املی هستم و این زندگی منه...دا...

ببر وحشی part 13

part185 سوزومه: کاراچطور پیش هارو: همچی مرتب لیدی...امروز رف...

عشق رمانتیک من❤😎پارت ۵۶نوشته: خانوم کوچولو مراقب رفتارت باش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط