{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و امروز صبح

و امروز صبح
باز هوای چشمانت را کردم!
هوای یک بوسه،
و نگاه معصومانه‌ی کودکانه‌ات...

در کجای این شهر خوابیده‌ای؟
بوسه از کدام‌ سو روانه کنم؟
تا عطرش به لبانت بنشیند...

امروز هم شبیه دیروز‌
با خیالت پنجره را باز کردم!
من بودم‌ و خورشید،
و عابری
که شبیه تو راه می‌رفت...!
#مهران_رمضانیان
دیدگاه ها (۱)

#برادر ناتنی من

رمان انتقام ازدواج کامل

موسیقی

🌸 پارت ۲۹ — ویو آت 🌧️با چشم‌های پر از اشک از مدرسه بیرون اوم...

........//برده ی زیبا//.......

part 7بابای ات:خاب شرکت بهم یه پست خیلی بالا دادهات:اووو مبا...

پارت ۱۹۵

۳ پارتی

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ (Last Part)صبح روز بعد، نور...

چندپارتی یونگی (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط