#یاـزهراـ .

#یاـزهراـ .

از چشم های بچه ها دنیا بیاُفتد
وقتی که در بستر تنِ بابا بیاُفتد

بابا که بیمار است بیمار است دختر
بابا نباشد از غذا حتیٰ بیاُفتد

دختر که بی بابا شود باید بدانی
پیش از تمام بچه ها از پا بیاُفتد

از دستمالی که سرش بسته است زینب
امید دارد این تبِ بالا بیاُفتد

وقتی که شانه می زند می میرد از درد
وقتی که او پا می شود مولا بیاُفتد

پیداست تا پیشِ بقیع رَدِ مسیرش
از قطره خونی که در این صحرا بیاُفتد

بر شانه یِ دو کودکش می آید اما
یا خم شود از درد پهلو یا بیاُفتد

خاکِ مزارش را به سر می ریزد ای داد
آنقدر می گرید خودش آنجا بیاُفتد

مانند آن در ، سایبانش را شکستند
تا سایبانش بر سرِ آنها بیاُفتد

طوری زمین خورده که پلکش وانگردد
طوری زدندش تا به رویش جا بیاُفتد

در شام هم می گفت دختر بچه بابا
ای کاش راهت یک سحر اینجا بیاُفتد

باید توقع داشت پهلویی نماند
وقتی که دختر زیر دست و پا بیاُفتد

وقتی که دستش می شود جای دو چشمش
حَق می دهی این طفلِ نابینا بیاُفتد

تا سنگ فرشِ کوچه های شام را دید
دلشوره دارد از سَرِ نِی ها بیاُفتد

با تاب خوردنهایِ نیزه گفت عمه
آنقدر اینجا می زنندش تا بیاُفتد

بابا گذشت از من دعایی کن مبادا
دست کسی بر گیسویی تنها بیاُفتد

هر بار می بیند تنش را عمه جانش
بد جور یادِ مادرش زهرا بیاُفتد

(حسن لطفی ۹۴/۱۲/۰۱)
دیدگاه ها (۲)

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۳✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

ومپایر جذاب من. پارت ۴

part 13

انتقام یا عشق

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

{محکوم به لمس } part 1 杂交种 استرس اضطراب ترس در جانش آمیخته ...

رمان اسیر خان پارت پنجم 5

.....پارت هفدهم.....

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 012"""""""""""""""""""""""""""""""...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش اول__تو همانی که همه عمر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط