{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقش بودم و او یکسره آزارم کرد

عاشقش بودم و او یکسره آزارم کرد
از وفا، عشق، محبت، همه بیزارم کرد

من که یک عمر به دنبال وصالش بودم
به دلم مُهر جدایی زد و بیمارم کرد

پیش از اینها که دلم این همه آوار نبود
مثل کوهی سَرِ پا بودم و آوارم کرد

آرزویم فقط این بود که شادش بکنم
او در این بین فقط غصه و غم بارم کرد

گرچه از دست خدا هم گله دارم اما
هرچه با این دلِ من کرد فقط یارم کرد

دست در دست کسی دیدمش و هیچ نگفت
بی شک او عاشق او بود که انکارم کرد

کاش میشد که زمان را به عقب برگرداند
تا بگویم که چطور از همه بیزارم کرد
دیدگاه ها (۳)

سرت رابگذار روی شعرهایم؛خوب گوش کن!نگو که هیچ صدایی از این و...

تو مدت هاست مرا دوست نداری!روبه رویم نشسته ای، اما رفته ای.....

در میان خاطراتم با تو خلوت می کنمبی قرار و بی صدا از عشق صحب...

نیایش شبانگاهیای خدای مهربانم ...ای عاشقانۀ دل کوچک من ...گف...

#ازدواج_اجباری Part17ته: مامانننننننن من شیر توتفرنگی دویت د...

سناریو درخواستی²از اعضاس،وقتی ا.ت مست کرده،یادشه وه دوست پسر...

عاشقش بودم و او یکسره آزارم کرداز وفا، عشق، محبت، همه بیزارم...

عاشقش بودم و او یکسره آزارم کرداز وفا، عشق، محبت، همه بیزارم...

❣❣عاشقش بودم و او یکسره آزارم کرداز وفا، عشق، محبت، همه بیزا...

عاشقش بودم و او یکسره آزارم کرداز وفا، عشق، محبت، همه بیزارم...

عاشقش بودم و او یکسره آزارم کرداز وفا، عشق، محبت، همه بیزارم...

❣❣عاشقش بودم و او یکسره آزارم کرداز وفا، عشق، محبت، همه بیزا...

عاشقش بودم و او یکسره آزارم کرداز وفا، عشق، محبت... همه بیزا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط