اتفاقا احساس غرور می‌کنم که باهرکسی دوست نشدم و هرجایی نر

اتفاقا احساس غرور می‌کنم که باهرکسی دوست نشدم و هرجایی نرفتم، هرکاری نکردم که فقط تنها نباشم؛
اتفاقا احساس غرور می‌کنم که باهرکسی گرم نگرفتم و الکی خوش اخلاقی نکردم، چون اسمم فقط همون لحظه خوب باشه.
اتفاقا احساس غرور می کنم که همیشه خودم بودم و سعی نکردم ادای کسی رو در بیارم.
بزار به چشم آدم ها بد اخلاق و منزوی باشم؛ همین که خودم بدونم کجا بودم و برای چیزای که امروز به دست آوردم چقدر تلاش کردم و با بقیه متفاوت بودم واسم کافیه.




#لایک‌یادت‌نره🤗♥️
#استوری#ایده#کپشن#عاشقانه
دیدگاه ها (۰)

🐯💕~ تهیونگ با دوستش رفته بودن غذاخوری و بانویی که اونجا کار ...

*💜 یه آرمی تو رستورانی که کار می‌کنه، به‌طور اتفاقی تهیونگ ر...

💗 قولی که شکستیسه روز از شبی که همه‌چیز بین ا.ت و جیمین تغیی...

رمان انتقام ازدواج کامل

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁹ویو میکا_____ماشین هن...

زندگینامه نووا

راز خون پارت یازدهم

آوای شب

Custom bride part : 7

محو زیبایی او پارت ۵۱ویو رزا زرد دوباره انداخت و عدد ۵ رو آو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط