🎸𝓘𝓽'𝓼 𝓱𝓲𝓼 𝓵𝓪𝓾𝓰𝓱𝓽𝓮𝓻, 𝓘 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓲𝓽 ♡🎸
🎸𝓘𝓽'𝓼 𝓱𝓲𝓼 𝓵𝓪𝓾𝓰𝓱𝓽𝓮𝓻, 𝓘 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓲𝓽 ♡🎸
𝓟𝓪𝓻𝓽_2
نویسنده؟!؟شعلهبانو!!
{کهیار}
چهرشون توی تاریکی شب دیده نمیشد..
فقط از نور نارنجی رنگ تیر چراغ برق میشد محو دیدشون...
^رد کن بیاد وضعتو نمیبینی؟!
شونه بالا انداختم و....
•یه مُش مفت بر دورَم کردن مسئله خاصی نی...
دندون قروچهای کرد و..
یکی از پسرایی که پشتم بود حمله ور شد سمتم...
جاخالی دادم و گیتارمو انداختم گوشه دیوار...
^تنت میخواره یا دولت واسه بیمارستانی شدن اضافی کرده؟!
رد بیاد یالا...
پوزخندی زدم...
•من به مفتبر جماعت باج نمیدم..
خارشم..
بدم نمیاد یکم بازی کنم...
عصبی حمله کرد سمتم که با چاقو یه چاک روی دستش انداختم..
نالهش بلند شد و افتاد زمین...
دونفر دیگه اومدن سمتم...
اولش داشتم مقاومت میکردم ولی یاهو...
یکی از اون نامردا با چاقو زد به شکمم..
خون بود که ازم میرفت و سست شده بودم...
رفتن سمت گیتارم...
با چاقوی خودم زدم تو شونه یکیشون...
چشمام تار میدید و فقط صدای آشنای سینا رو شنیدم و دیگه هیچی...
♫ادامهدارد♫
#خنده_هاشو_عشقه
𝓟𝓪𝓻𝓽_2
نویسنده؟!؟شعلهبانو!!
{کهیار}
چهرشون توی تاریکی شب دیده نمیشد..
فقط از نور نارنجی رنگ تیر چراغ برق میشد محو دیدشون...
^رد کن بیاد وضعتو نمیبینی؟!
شونه بالا انداختم و....
•یه مُش مفت بر دورَم کردن مسئله خاصی نی...
دندون قروچهای کرد و..
یکی از پسرایی که پشتم بود حمله ور شد سمتم...
جاخالی دادم و گیتارمو انداختم گوشه دیوار...
^تنت میخواره یا دولت واسه بیمارستانی شدن اضافی کرده؟!
رد بیاد یالا...
پوزخندی زدم...
•من به مفتبر جماعت باج نمیدم..
خارشم..
بدم نمیاد یکم بازی کنم...
عصبی حمله کرد سمتم که با چاقو یه چاک روی دستش انداختم..
نالهش بلند شد و افتاد زمین...
دونفر دیگه اومدن سمتم...
اولش داشتم مقاومت میکردم ولی یاهو...
یکی از اون نامردا با چاقو زد به شکمم..
خون بود که ازم میرفت و سست شده بودم...
رفتن سمت گیتارم...
با چاقوی خودم زدم تو شونه یکیشون...
چشمام تار میدید و فقط صدای آشنای سینا رو شنیدم و دیگه هیچی...
♫ادامهدارد♫
#خنده_هاشو_عشقه
- ۷۲
- ۱۵ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط