{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم : بِدَوَم تا تو همه فاصله ها را

گفتم : بِدَوَم تا تو همه فاصله ها را

تا زود تر از واقعه گویم گله ها را

چون آینه پیش تو نشستم که ببینی

در من اثر سخت ترین زلزله ها را

پُر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست

از بس که گره زد به گره حوصله ها را

ما تلخیِ نه گفتنمان را که چشیدیم

وقت است بنوشیم از این پس بله ها را

بگذار ببینیم بر این جغد نشسته

یک بار دگر پَر زدن چلچله ها را

...

یک بار هم ای عشق من از عقل میندیش

بگذار که دل حل بکند مسئله را
دیدگاه ها (۴)

با من بگو تا کیستی, مهری؟ بگو, ماهی؟ بگو خوابی؟ خیالی؟ چیست...

برید برید عربهارو اباد کنید بچهامونو درست کردن باغیرتها

به تاراج برده ای تمام حواسم را...می خندم تویــــــــــی...می...

یادت زندست

گفتم : بِدَوَم تا تو همه فاصله ها را تا زو...

گفتم:«بدوم تا تو همه فاصله ها را»تا زودتر از واقعه گویم گله ...

گفتم : بِدَوَم تا تو همه فاصله ها را تا زو...

گفتم : « بدوم تا تو همه فاصله ها را »تا زودتر از واقعه گویم ...

گفتم:«بدوم تا تو همه فاصله ها را»تا زودتر از واقعه گویم گله ...

گفتم : بدوم تا تو همه فاصله ها راتا زودتر از واقعه گویم گله ...

گفتم:«بدوم تا تو همه فاصله ها را»تا زودتر از واقعه گویم گله ...

گفتم:«بدوم تا تو همه فاصله ها را»تا زودتر از واقعه گویم گله ...

گفتم : بِدَوَم تا تو... همه ی فاصله ها را تا زود تر از واقع...

گفتم : بدوم تا تو همه فاصله ها را تا زودتر از واقعه گویم گله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط