بوسه ی پنهانی ات را هم گرفتی، پس برو

بوسه ی پنهانی ات را هم گرفتی، پس برو
آخرین قربانی ات را هم گرفتی، پس برو

من زلیخا بودم و بازیچه ی یعقوب ها
یوسف زندانی ات را هم گرفتی، پس برو

میزبان درد دل هایت دل من بود... من!
شب به شب مهمانی ات را هم گرفتی، پس برو

این دل پا خورده را دیگر نمی خواهم، ببر!
قالی کرمانی ات را هم گرفتی، پس برو

اشک من از شانه تا پای تو را پوشانده بود؛
جامه ی بارانی ات را هم گرفتی، پس برو

خوب بازی دادی این بازیگر بیچاره را!
صحنه ی پایانی ات را هم گرفتی، پس برو..
دیدگاه ها (۴)

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست شاید بهانه‌ایست که قربانیت کنند...

⁨⁨⁨نبودی در دلم انگار طوفان شد، چه طوفانی!دو پلکم زخمی از شل...

بوسه ی پنهانی ات را هم گرفتی، پس بروآخرین قربانی ات را هم گر...

بوسه ی پنهانی ات را هم گرفتی، پس بروآخرین قربانی ات را هم گر...

بوسه ی پنهانی ات را هم گرفتی، پس بروآخرین قربانی ات را هم گر...

بوسه ی پنهانی ات را هم گرفتی، پس بروآخرین قربانی ات را هم گر...

بوسه ی پنهانی ات را هم گرفتی، پس بروآخرین قربانی ات را هم گر...

بوسه ی پنهانی ات را هم گرفتی، پس بروآخرین قربانی ات را هم گر...

بوسه ی پنهانی ات را هم گرفتی، پس بروآخرین قربانی ات را هم گر...

دلواپسماز باغ می برند چراغانیت کنندتا کاج جشن های زمستانیت ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط