{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوسه ی پنهانی ات را هم گرفتی، پس برو

بوسه ی پنهانی ات را هم گرفتی، پس برو
آخرین قربانی ات را هم گرفتی، پس برو

میزبان درد دل هایت دل من بود... من!
شب به شب مهمانی ات را هم گرفتی، پس برو

اشک من از شانه تا پای تو را پوشانده بود؛
جامه ی بارانی ات را هم گرفتی، پس برو

خوب بازی دادی این بازیگر بیچاره را!
صحنه ی پایانی ات را هم گرفتی، پس برو

#fereshteh
دیدگاه ها (۱)

قصد یادت را ندارم ها ولی این قلب منگاه گاهی یاد گرمی صدایت م...

قصه ی من ، پیش پا افتاده ترین اتفاق زمین بود . ...

❤_____❤ژووووووون :(#fereshteh

اوهوووم u____u#fereshteh

پارت پانزدهم💫ماه عسل. مادر سوکجین اصرار داشت بروند سیشل. «هم...

تمام شد...باری که یک عمر بر شانه‌های زخمی‌ات سنگینی می‌کرد، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط