بوسه ی پنهانی ات را هم گرفتی، پس برو

بوسه ی پنهانی ات را هم گرفتی، پس برو
آخرین قربانی ات را هم گرفتی، پس برو

میزبان درد دل هایت دل من بود... من!
شب به شب مهمانی ات را هم گرفتی، پس برو

اشک من از شانه تا پای تو را پوشانده بود؛
جامه ی بارانی ات را هم گرفتی، پس برو

خوب بازی دادی این بازیگر بیچاره را!
صحنه ی پایانی ات را هم گرفتی، پس برو

#fereshteh
دیدگاه ها (۱)

پارت 8رمان✨ عشق مدرسه ای✨هیون :باشهات ساعت رو نگاه کردات: هی...

چندپارتی‌&جین&وقتی:``بازیگر‌ هستی‌ ولی قولی که بهش داده‌ بود...

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چهل‌وهشتم 𓆪 🖤🥀تصویر روی صفحه ثابت ماند.اسما ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وششم | گناهی که مال او نبودشب...سکوت سن...

&سناریو&وقتی:``وقتی‌ براشون‌ بالم‌ لب‌ میزنی....``هیونگ‌ لای...

part : 53chapter : 2وقتی که به جای ویلیام .. استیو کنارم نشس...

میبخشی پارت ۴

سناریو ی درام از ا/ت و باجی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط