جاثلیق می گفت : "عیسی خداست."

جاثلیق می گفت : "عیسی خداست."
امام رضا (علیه السلام) گفت: "ما به عیسی ایمان داریم، فقط یک عیب داشت! کاهل نماز و کم روزه بود."
جاثلیق برآشفت: "چه میگویی؟! او حتی یک روز افطار نکرد و شب ها تا صبح در نماز بود."
امام گفت:" عیسی برای چه کسی نماز می خواند و روزه می گرفت؟ مگر خدا نبود؟"
سرش را انداخت پایین.
گنگ شده بود انگار.

منبع: برگرفته از کتاب آفتاب هشتمین از مجموعه کتب 14 خورشید و یک آفتاب
#امام رضا #مناظره #جاثلیق #عیسی #خدا
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه سی و یکم: امام رضا (ع) (بخش سوم)

خسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

💠 دست بالا داشتن🔰« إِنِ اسْتَطَعْتِ أَن لا تُعامِلَ أَحَدًا ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :خداوند توفیق و اجرتان ...

جاثلیق می گفت :"عیسی خداست."امام رضا گفت:"ما به عیسی ایمان د...

به امام جواد (علیه السلام) گفتم بعضی ها می گویند مأمون به پد...

🔶 مناظره امام رضا علیه السلام با جاثلیق مسیحی 👆مامون برای آن...

امروز معنوی ام. این داستانو بخونید::دور امام صادق علیه السلا...

370 : داستانک - امام زمان.عجل الله فرجه - 3"بسم رب النور"تا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط