جاثلیق می گفت :"عیسی خداست."

جاثلیق می گفت :"عیسی خداست."

امام رضا گفت:"ما به عیسی ایمان داریم، فقط یک عیب داشت! کاهل نماز و کم روزه بود."

جاثلیق برآشفت:"چه میگویی ؟! او حتی یک روز افطار نکرد وشبها تا صبح در نماز بود."

امام گفت :" عیسی برای چه کسی نماز می خواند و روزه می گرفت؟ مگر خدا نبود؟"

سرش را انداخت پایین ... .

گنگ شده بود انگار.
🍂 🍃 🍂 🍃 🍂 🍃
دیدگاه ها (۱)

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.8 (روایت از زبان ا...

🖤 جانماز تبرکی🖤 مجموعه‌روایت‌ #رواق_دارالذکر ✍️ قرار بود دوس...

📖 قلدرِ منپارت اول | تازه‌واردصدای همهمه‌ی کلاس از چند دقیقه...

رمان دختر خاص پارت 29ات و وونی وارد کلاس شدن. سه پسر هم پشت ...

Part 13

ادامه ی قسمت دوم رمان هفتمین سایه

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_32فصل پانزدهم |...

جاثلیق می گفت : "عیسی خداست."امام رضا (علیه السلام) گفت: "ما...

.مرحوم طبرسی (ره) در کتاب «احتجاج»، متن مناظره امام هشتم را ...

.مرحوم طبرسی (ره) در کتاب «احتجاج»، متن مناظره امام هشتم را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط