آپدیت یومه خواهر هارونا (عثید نشه فراموش):
آپدیت یومه خواهر هارونا (عثید نشه فراموش):
بیوگرافیش همونه فقط تنفسش نوره و ظاهرش فرق کرده
و آروم تر و دلقک تره
چشمش چرا دورنگه و یکیش زرده؟ بخاطر اینکه وقتی داشت با ی شیطان رده بالا میجنگید چشمش آسیب دید
و چشم زردش یکم کمبیناست و تار میبینه اما میتونه بدون عینک زندگی کنه
فکت هاش: یومه عاشق کانائه بود و بهترین دوست های هم بودن اما وقتی کانائه مرد یومه افسردگی گرفت اما بروز نداد و توی خودش میریخت
شیپ یومه گیو عه چون تنها کسایی که هم رو درک میکردن این دوتا بودن و باهم حرف میزدن و هارونا یبار دید این دوتا باهم خندیدن
یومه توسط موزان توی قلعه بینهایت میمیره))
موزان دستش رو از بدن یومه رد میکنه و جلوی گیو میمیره🙂
جمله ی معروف یومه که همیشه میگفت:
-«من شاهد پایان چیزهایی بودم که فکر میکردم ابدیاند.»_
و هروقت خبر بدی میشنید میگفت:
باز هم یکی دیگر
هر سوالی درموردش داشتین بپرسین الان هیچی به ذهنم نمیرس_
بیوگرافیش همونه فقط تنفسش نوره و ظاهرش فرق کرده
و آروم تر و دلقک تره
چشمش چرا دورنگه و یکیش زرده؟ بخاطر اینکه وقتی داشت با ی شیطان رده بالا میجنگید چشمش آسیب دید
و چشم زردش یکم کمبیناست و تار میبینه اما میتونه بدون عینک زندگی کنه
فکت هاش: یومه عاشق کانائه بود و بهترین دوست های هم بودن اما وقتی کانائه مرد یومه افسردگی گرفت اما بروز نداد و توی خودش میریخت
شیپ یومه گیو عه چون تنها کسایی که هم رو درک میکردن این دوتا بودن و باهم حرف میزدن و هارونا یبار دید این دوتا باهم خندیدن
یومه توسط موزان توی قلعه بینهایت میمیره))
موزان دستش رو از بدن یومه رد میکنه و جلوی گیو میمیره🙂
جمله ی معروف یومه که همیشه میگفت:
-«من شاهد پایان چیزهایی بودم که فکر میکردم ابدیاند.»_
و هروقت خبر بدی میشنید میگفت:
باز هم یکی دیگر
هر سوالی درموردش داشتین بپرسین الان هیچی به ذهنم نمیرس_
- ۲۷۸
- ۱۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط