پارت هشتم

پارت هشتم
جئون
۰- مرتیکه عوضی انتقام خون مادرم رو ازت می گیرم
(فلش بک)
- با با یی ( صدپارت هشتم
ویواش رو آروم می‌کنه در ضمن الان شیش سالشه )
پدر.ج. من من نمی تونم اونو دوست دارم ... باشه باشه خودم تمومش می کنم ( داره پشت تلفن گریه می کنه )
( جونگکوک اینجا پیت مبل قایم شده )
( پدر.ج. از کمد اصلحه شو بر می‌داره و قتعه صدا خفه کن رو بهش وصل می‌کنه با خیال اینکه پسر کوچولوش خوابه به فکر منافع خودش جونهی مادر پسر کوچولو مون رو می‌کشه )
- نه مامان( داد)
.......
( فردای اون اتفاق جونگکوک به یه مدرسه شبانه روزی) فرستاده میشه
( پایان فلش بک)

-۰ راه افتادم به سمت سالن جشن ازدواج من امرن رسیدم جشن با شکوهی بود که یهو دست کسی رو روی شونم حس کردم
تهیونگ. آقای ومپایر چرا انقدر جذاب شدی
- جذاب بودم ولی تو دیگه دنبال جلب توجه ییی انگار
تهیونگ. چطور
- اینجوری که کل دخترای اینجا می خوان باهات باشن
تهیونگ. ما اینیم دیگه خوب بیا بریم پیش بچه ها
( بزارید یه توضیح کوچک بدم اعضا از بچگی با هم توی مکان همون مدرسه شبانه روزی بودن )
- ام بریم
جیمین. اوف پسر چی کار کردی
نامجون. بلاخره تشریف فرما شدن آقای جئون
جین. خوش تیپ بودنش رو از من یاد گرفته
جیهوب. خوشم اومد فقط چرا انقدر ترسناک شدی
یونگی. اینا رو ولش از قضیه ازدواج خبر داری
- متاسفانه بله
تهیونگ. پدرم مجبورم کرده قبول کنم
جیمین. پدر منم همین طور گفت اگه قبول نکنی نمی زارم از فلوریدا پاتو بزار بیرون
- اه نمی دونم باید ببینیم چی میشه هنوز تصمیم نگرفتم
جیهوب. وایستا ببینم اونا رئسای باند شراب نیستن
ـ باورم نمیشه شراب کوچولو هم اینجاست ( با نیش خند)
تهیونگ. اینا هم خون آشامن
جیمین. پرگام مال کدوم خاندان هستن
نامجون. نمی دونم فامیلیش لی بود دیگه
- امکان ندارد حتماً تشابه اسمیه
جین. چه شبی بشه امشب
یونگی. داستان داریم ما
جیهوب. ولی بهش می اومد
- ( با نش خند موزیانه زل زده به ات)
دیدگاه ها (۱۱)

dark life = 35تهیونگ سیگارش رو انداخت روی زمین. با پاشنه کفش...

𓆩 پارت ۵۰ 🖤🥀 𓆪جیمین با ناباوری گوشی رو پایین آورد.ات: چی شده...

پشت نقاب عشق 💗جونگ‌کوک دست ا.ت رو توی دستش گرفت و همراهش از ...

My professorChapter: 2Part: 106(بچها پارت ۱۰۶ گزارش شده بودم...

{ مافیایی برای من }پارت:۱۰رفت تو اتاق:+سلام یونگی /سلام هیون...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁹ویو میکا_____یه دفعه ل...

کوک: باشه( ترس )یون یکم شیر خورد یون: مرسی سیر شدمخواهر ته: ...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²¹ویو میکا_____دیگه حتی...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:6تهیونگ تار موی مشکی ای که روی پیشانی پ...

#معشوقه_آلفا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط