{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My professor

My professor
Chapter: 2
Part: 106
(بچها پارت ۱۰۶ گزارش شده بود
مجبور شدم از دوباره بزارم)


اون روز...
پسر بعد از اینکه صدایی از جیمین نشنید، با عجله خود
رو به کوچه‌ی کنار بار رسوند.

کوچه تاریک و ساکت بود
چند قدم جلو رفت.
و یهو با پیکر بی‌جون جیمین، ته کوچه، روبه‌رو شد
سریع خودش رو بهش رسوند

تهیونگ: جیمین...

صداش آروم بود

تهیونگ: بلند شو پسر...

خودش هم می‌دونست...
اما انگار نمی‌خواست باور کنه
دستش رو با لرز جلو برد و مچ دست جیمین رو گرفت

چند ثانیه گذشت...
ولی هیچ نبضی نداشت

تهیونگ: جیمین؟

این بار بلندتر گفت:

تهیونگ: حق نداری همین‌جا ولم کنی... فهمیدی؟!

تهیونگ نفس عمیقی کشید و سعی کرد خودش رو کنترل کنه

تهیونگ: حق نداری...

صداش لرزید.

تهیونگ: تو قرار نیست این‌طوری بری!

چند لحظه خیره موند.

بعد یهو با عصبانیت گفت:

تهیونگ: اگر قرار باشه بمیری، من باید قاتلت باشم! نه یه آدم غریبه!

دست‌هاش می‌لرزید.

تهیونگ: شنیدی چی گفتم؟!

صداش تو کوچه پیچید.

تهیونگ: بلند شو جیمین...

تهیونگ: هنوز کلی حرف باهات دارم

به دیوار تکیه داد و چشماشو بست

تهیونگ: منو با یه بچه‌ی کوچیک تنها نذار...

تهیونگ: لیانا هنوز منتظرته...اون تو این سن نمیتونه قبول کنه دیگه برادری نداره

ادامه دارد....

لایک فراموش نشه 🩵
دیدگاه ها (۶۵)

🎭 آخرین نقشپارت پنجمروزهای فیلم‌برداری یکی‌یکی می‌گذشتند.لیا...

Part.5#مرد-منچند دقیقه گذشت. لیانا لیوان چای رو توی دستش می‌...

🦢 پارت سی‌ودوم | انتخابجنگکوک هنوز به عکس خیره بود.پدرش کنار...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁶ماشین رو نگه داشت، نگاهشو به پسر بقل ...

𝓥𝓸𝓻𝓸𝓳𝓪𝓴 𝓮 𝓶𝓪𝓷⁴توی راه برگشت به خونه، جیمین با اخم و سکوت، پش...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²²ویو میکا_____جلوی بیم...

گل خونی پارت 52داشت کمربند جونگکوک در میاورد بعد هم کمربند خ...

پارت ۷

((پارت چهاردهم))((پشت در، کسی منتظرم بود))«پس... من واقعاً ک...

مربی موتور سوار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط