پارت 9 رمان 💓
دوید و پرید بغل عرشیا .. لادن 5 سالش بود چشای عسلی و پوست سفید تپلی و موهای بور صاف داشت .... عرشیا : برسام فدات شه الهی ...
برسام شوهر جانان
برسام : از خودت مایه بزار عرشیا ( خنده ) لادن : عرشیا این خانومه کیه چقدر خوشگله ... عرشیا : زنداییته دیگه . زندایی... ماهور ... ماهور : همون ماهور خوبه ... بیا بغلم ببینمت پرنسس کوچولو ...
ماهان : ماه من مراقب خودت باش .. اگه اذیتت کرد بگو زنگ بزنم هدایتش کنن تو گونی .. توی کویر ریگ جن ولش کنن ... عرشیا : مگه یوزپلنپگم که ولم کنن تو کویر ... من : خوشبگزره .. خوب ما دیگه مزاحم کارتون نمیشیم .. با بای .. ماهور : بیشعور منحرف ..... ( خنده ) رفتیم خونه ... ازاون روز به معنای واقعی تنهایی رو با عمق وجودم حس کردم .. نه دعوا نه خنده نه کرم ریختن .... زنگ زدم ترمه و نیلوفر بیان خونمون تنها نباشم ... مامانم اینا رفته بودن مالزی .. من نرفتم .. دخترا اومدن ... خیلی خوشگذشت ... ولی بعدش دوباره تنهایی ... رفتم اینستا یکم چرخ زدم ... راستی آوینا اینا پنج تا کوچه با ما فاصله داشتن ... داشتم میرفتم که یهو یه مازاراتی سورمه ای برخورد کرد بهم ... منم ماشینمو عوض کرده بودم ... لامبورگینی قرمزو عشقه .. عصبی هم بودم .. پنجه بکسو برداشتم پیاده شدم ... یه پسره پیاده شد .. وایی چه خوشگله ...
پسره : سلام من آرتام کیانیان هستم .. واقعا معذرت میخوام .. خسارتتون رو تمام و کمال پرداخت میکنم
برسام شوهر جانان
برسام : از خودت مایه بزار عرشیا ( خنده ) لادن : عرشیا این خانومه کیه چقدر خوشگله ... عرشیا : زنداییته دیگه . زندایی... ماهور ... ماهور : همون ماهور خوبه ... بیا بغلم ببینمت پرنسس کوچولو ...
ماهان : ماه من مراقب خودت باش .. اگه اذیتت کرد بگو زنگ بزنم هدایتش کنن تو گونی .. توی کویر ریگ جن ولش کنن ... عرشیا : مگه یوزپلنپگم که ولم کنن تو کویر ... من : خوشبگزره .. خوب ما دیگه مزاحم کارتون نمیشیم .. با بای .. ماهور : بیشعور منحرف ..... ( خنده ) رفتیم خونه ... ازاون روز به معنای واقعی تنهایی رو با عمق وجودم حس کردم .. نه دعوا نه خنده نه کرم ریختن .... زنگ زدم ترمه و نیلوفر بیان خونمون تنها نباشم ... مامانم اینا رفته بودن مالزی .. من نرفتم .. دخترا اومدن ... خیلی خوشگذشت ... ولی بعدش دوباره تنهایی ... رفتم اینستا یکم چرخ زدم ... راستی آوینا اینا پنج تا کوچه با ما فاصله داشتن ... داشتم میرفتم که یهو یه مازاراتی سورمه ای برخورد کرد بهم ... منم ماشینمو عوض کرده بودم ... لامبورگینی قرمزو عشقه .. عصبی هم بودم .. پنجه بکسو برداشتم پیاده شدم ... یه پسره پیاده شد .. وایی چه خوشگله ...
پسره : سلام من آرتام کیانیان هستم .. واقعا معذرت میخوام .. خسارتتون رو تمام و کمال پرداخت میکنم
- ۸.۱k
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط