در دل من چیزی است،

در دل من چیزی است،

مثل یک بیشه نور،،

مثل خواب دم صبح

و چنان بی‌تابم،

که دلم می‌خواهد

بدوم تا ته دشت،

بروم تا سر کوه.

دورها آوایی است،

که مرا می‌خواند.
دیدگاه ها (۱۷)

قایقی خواهم ساخت ..

دلم می‌خواست تمام پروانه‌ها را مهمان دلت کنم،تا گل‌های لطیفِ...

یار مرا می‌نهلد تا که بخارم سر خودهیکل یارم که مرا می‌فشرد د...

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!

‌ ‌ ﮲ 📜 ‌‌٬ ‌تو را که دیدم؛ عاشق روزهای افتابی شدم،و منی که ...

واقعاً نمی‌دونم از کِی این‌همه خستگی نشست روی دلم…از کِی دیگ...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

پارت سوم..... :)

امشب، پیش از آن‌که چشمانت را به خواب بسپاری، لحظه‌ای مکث کن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط