سلام مامان !!

سلام مامان !!

دلم واسه بلند گفتن این کلمه خیلی تنگ شده. . .

گاهی مثه دیوونه ها توی خونه وقتی کسی نیست بلند بلند تکرارش میکنم و کلی دیوونه بازی در میارم به خیال اینکه منو نگاهم میکنی. . .

مامان دلم خیلی گرفته دعوام نکنیا ولی دارم گریه میکنم و مینویسم. . .

این روزا زندگی رمق خنده رو از دختر کوچولوت گرفته. . .

کاش بودی و پا پیچم میشدی و میزدم زیر گریه و واست میگفتم مامان . . .:'(

اما الان. . .

جز قاب عکست که جلومه وسنگ سرد مزارت دیگه چیزی رو ندارم که روی شونش گریه کنم. . .:'(

دوست داشتم این روزا کنارم بودی
میزدی یا میبوسیدی واسم مهم نیست !!!
فققط میخوام باشی. . .

اخ. . . اخ. . . ااااخ. . .

کاش اونایی که از غرولند ها و به اصطلاح گیر دادنای مامان هاشون خسته شدن میدونستن . . .

منه دلارام . . .

تشنه ی همون گیر دادنایی ام که هیچوقت بهم ندادی مامان،. . .

تشنه ی کتک هایی ام که هیچوقت نزدی مامان

فقط میخوام باشی به هر قیمتی. . .!

دیروز معلم زبانم میگفت :

بخاطر نمونه سوالای شما تا دیر وقت بیدار بودم،. .

میگفت :
بخاطر شما بچه هام صبحونه نخورده رفتن مدرسه من باید لقمه بزارم دهنشون!!

مامانی؟

میدونس چند ساله که دیگه کسی نیست واسم لقمه بگیره و من صبحونه نخورده میرم مدرسه؟. . . .

مامان چقدر سخته نبودنت و لمس سنگ سردت
به جای دستای مهربونت. . .!!

چقدر سخته . . .
بوسیدن خاکت به جای صورت ماهت. . .!

هنوزم جات خالیه . . .

هنوزم عطر تنت توی خونه اس و چشامو که میبندم انگشتای قشنگتو لا به لای موهام حس میکنم!

مامان نمیدونی تموم بودن هات همیشه رویای شیرین زندگی ام خواهد موند. . .!!

مامانی؟؟!!

نکنه کاری کردم که ازم ناراحت شدی؟؟

آره؟؟! تنبیهم کن ولی نه اینجوری
دارم دق میکنم از دوریت:'(

من یه نوجوونم که تو بچگیم مامانمو از دست دادم

خیلی وقتا کسی نبود باهاش درد و دل کنم. . .

نه که نبود !! غرورم نمیذاشت از دردم حرف بزنم!!

خیلی وقت ها نوشتن روی کاغذ هم ارومم نمیکرد!

خیلی وقتا گریه های توی رختخواب از جنس اون گریه هایی که صداش در نمیاد و فقط حس میکنی که صورتت داره هر لحظه بیشتر داغ میشه حتی اونم خالیم نمیکرد. . .:'(

خیلی وقتا دلتنگ مامانم میشم و دوست دارم همه چیزمو بدم یه لحظه دیگه کنارش باشم. . .

درست مثه الان:'(

***دلارام***

1392/10/26
دیدگاه ها (۵۳)

# قولی_که_شکست ###پارت ۸ تهیونگ گفت :_باشه عمه تهیونگ بلند ش...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part34کیمیا:ربطش اینکه که من یروز این آقارو ت...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۹ سانیار مامان با تعجب و بابا با...

جدایی

چند پارتی

ادامه part 64بعد رفتم توی اتاق کوچیکی که توی اتاق در آوردن ب...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟐_ نمیخوام حتی یه کلمه از حرفاتو بشنومم در...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

رمان:هرگز ترکت نمی‌کنمپارت ۳ ( پارت آخر)ا.ت رو آوردن. طلسم ش...

ㅤㅤㅤㅤ୨୧ ˚₊‧꒰ა ♡ ໒꒱‧₊˚ ୨୧ㅤㅤㅤㅤㅤ𓂃 ࣪˖ ִֶָ 𝒲𝑒𝓁𝒸𝑜𝓂𝑒 ♡ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ 𐙚 سلام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط