این روزها تنها

این روزها تنها
حس می کنم گاهی کمی گنگم
گاهی کمی گیجم
حس می کنم
از روزهای پیش قدری بیشتر
این روزها را دوست دارم
گاهی
از تو چه پنهان
با سنگ ها آواز می خوانم
و قدر بعضی لحظه ها را خوب می دانم
این روزها گاهی
از روز و ماه و سال، از تقویم
از روزنامه بی خبر هستم
حس می کنم گاهی کمی کمتر
گاهی شدیداً بیشتر هستم
حتی اگر می شد بگویم
این روزها گاهی خدا را هم
یک جور دیگر می پرستم
از جمله دیشب هم
دیگرتر از شب های بی رحمانه دیگر بود:
من کاملاً تعطیل بودم
اول نشستم خوب
جوراب هایم را اتو کردم
تنها-حدود هفت فرسخ-در اتاقم راه رفتم
با کفش هایم گفتگو کردم
و بعد از آن هم
رفتم تمام نامه ها را زیر و رو کردم
و سطرسطر نامه ها را
دنبال آن مجهول گشتم
چیزی ندیدم
تنها یکی از نامه هایم
بوی غریب و مبهمی می داد
انگار
از لا به لای کاغذ تاخورده ی نامه
بوی تمام یاس های آسمانی
احساس می شد
دیشب دوباره
بی تاب در بین درختان تاب خوردم
از نردبان ابرها تا آسمان رفتم
در آسمان گشتم
و جیب هایم را
از پاره های ابر پر کردم
جای شما خالی!
.......
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

رها💔احساس میکنم یه چیزی توی دلم هست که نمیتونم کامل براش اسم...

تا حالا شده سرِ دوراهی‌های مهم زندگی، حس کنی هیچ راهی پیدا ن...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑨_بخش اول_گاهی او را خندانده ام...

پارت ۱ویو تهیونگ:سلام من کیم تهیونگ هستم ۲۹ سالمه و تو یک کا...

قسمت ۹(بخش اول)

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.35(روایت از زبان جونگ ک...

Enemys Embrsce [ part ۳۰ ]

🔬 یک سؤال، از یک درد شروع شد...من رابرت برنا (RABERT BENA) ه...

🔬 یک سؤال، از یک درد شروع شد...من رابرت برنا (RABERT BENA) ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط