{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام آقا جان این روزها از داغ پدر

سلام آقا جان این روزها از داغ پدر
کجا سر به گریبان بغض باز کردی
قربان دل محزونت مولا
جان .
.

چشمم به انتظار تو تر شد نیامدی

اشکم شبیه خون جگر شد نیامدی

گفتم غروب جمعه تو از راه می رسی

عمرم در این قرار به سر شد نیامدی

تا خواستم به جاده ی وصل تو رو کنم

غفلت مرا رفیق سفر شد نیامدی

در مسجدیم وطاعت این ماه شغل ماست

بی قبله هر نماز به سر شد نیامدی

این نفس بد مرام مرا خوار و زار کرد

روز و شبم به لغو سپر شد نیامدی

رسوایی گدای تو از حد گذشته است

عمرم به هر گناه هدر شد نیامدی

از ما گناه سر زد و تو شاهدش شدی

دیدی دلم به راه دگر شد نیامدی

خسران زده کسی است که از یار غافل است

بی تو دعا بدون اثر شد نیامدی

از ما که منفعت نرسیده برای تو

هر چه ز ما رسیده ضرر شد نیامدی

گفتیم لا اقل سر افطار می رسی

دیده به راه ماند و سحر شد نیامدی
دیدگاه ها (۳)

سر افطار می‌رسی؟ چشمم به انتظار تو تر شد نیامدی اشکم شبیه خ...

چشمم به انتظار تو تر شد نیامدی😢اشکم شبیه خون جگر شد نیامدی.....

﷽‌🥀#آقای‌من🍂چشمم به انتظار تو تر شد نیامدیاشکم شبیه خون جگر ...

﷽‌☘#آقاجان🍂چشمم به انتظار تو تر شد نیامدیاشکم شبیه خون جگر ش...

دل ز غمت زنده شد ای غم تو جان دلنام تو آرام جان درد تو درمان...

کاش عمرم همانند عمر گنجشکها دوسال بودمادرم مرا زایید ودر بال...

کاش رضایم برسد در برمتا که شود مرحمِ چشمِ ترمپای به غل، عقده...

هزار شعله ی خون بر روی جگر دارمدلم گرفته و خوب است چشم تر دا...

اگر چه تو طبیبی و دوا درست می کنیکمی برای خیر ما بلا درست می...

مده ام که سر نهم عشق تو را به سر برم ور تو بگوئیم که نی ، ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط