{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
همه چیز به تو بستگی دارد.
به خورشید خواب رفته
پشت پلک‌هایت!
و آن صبح
که تو چشمانت را
به رویش باز کنی...!
به طرح خنده‌هایت،
وقتی صدایم می‌زنی
و نامم لا به لای زیبایی‌اش گم می‌شود!

طراوت صبح،
گرمای خورشید،
دلبری یاس‌ها
و جهانی که همچنان می‌چرخد...

روز و شب می‌گذرند.
پرندگان به آوازشان ادامه می‌دهند،

و من همچنان
دوستت خواهم داشت...

Baran🍁🌻🍁🌻
دیدگاه ها (۱)

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟟دوستت خواهم داشتدر سکوت، در کلام، در صلح، در جنگ‌.𓂃˖...

رمان { همسایه ای از جنس شب و روز }

سناریو: ماه سرخ

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 1 | صفحه‌ی اولسئول هیچ‌وقت واقعاً ساکت نمی‌شد.حتی...

In the Embrace of DarknessPART 2صبح روز بعد...جونگ‌کوک جلوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط