PART 9

به هر حال من خودم با دستای خودم اون عوضی رو میکشم ... حالا سریع باید به تهیونگ زنگ بزنم بگم و موقعیت لی سانگ رو ردیابی کنه .
جونگکوک : الو تهیونگ ؟
تهیونگ : بله چیشده؟
جونگکوک : میتونی سریع خودتو برسونی اینجا ؟
تهیونگ : باشه ۵ مین دیگه اونجام . بای
جونگکوک : بای .
_______________________________________
( پرش زمانی ۵ مین بعد )
دینگ دینگ ( مثلا صدای زنگ🗿🍃 )
جونگکوک رفت و درو باز کرد .
جونگکوک : سلام . ببین میتونی موقعیت لی سانگ رو ردیابی کنی ؟
تهیونگ : باشه بزار اول پامو بزارم تو خونه . حالا چیشده چرا موقعیتشو میخوای ؟
جونگکوک : اون لی سانگ عوضی ا/ت رو دزدیده .
تهیونگ : پس فکر نکنم وقتی ببینیش زنده بمونه... درسته ؟!
جونگکوک : اگه میشه انقدر مزه نریز کارتو انجام بده . ________________________________________
( پرش زمانی ۵ مین بعد )
تهیونگ : موقعیتشو پیدا کردم . تو جنگل تو یه کلبه متروکه .
جونگکوک : اوکی همین الان ۲۰ نفرو خبر کن تا با ما به اونجا بیان .
تهیونگ : باشه .
( راوی : تهکوک و اون ۲۰ نفر بعد از ۱۵ مین به جنگل رسیدن ، تهکوک وارد کلبه شدن که یهو کوکی ا/ت رو دید که به صندلی بسته شده و دست و پاهاشو دهنش بستس . )
کوکی سریع دستو پا و دهن ا/ت رو باز کرد
اما ....
دیدگاه ها (۴)

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

پارت ۴ (سرنوشت)

My Boy❄

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

چند پارتی از جونگکوک

My Boy❄

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط