{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"رفتن" !

"رفتن" !

رفتن که بهانه نمیخواهد ،

یک چمدان میخواهد از دلخوریهای تلنبار شده و گاهی حتی
دلخوشیهای انکار شده ...

رفتن که بهانه نمیخواهد وقتی نخواهی بمانی ، با چمدان که هیچ
بی چمدان هم میروی !


"ماندن" !

ماندن اما بهانه می خواهد ،

دستی گرم، نگاهی مهربان، دروغهای دوست داشتنی،دوستت دارمهایی
که می شنوی اما باور نمی کنی،یک فنجان چای، بوی عود، یک آهنگ مشترک، خاطرات تلخ و شیرین ...


وقتی بخواهی بمانی,..
حتی اگر چمدانت پر از دلخوری باشد خالی اش می کنی و باز هم میمانی ...
میمانی و وقتی بخواهی بمانی ، نم باران را رگبار می بین
دیدگاه ها (۱)

ﺳـﺮﺑـﺎﺯﯼ ﭘﺸـﺖ ﭘـﻮﻟـﯽ ﻧﻮﺷﺘـﻪ ﺑـﻮﺩ ...ﺍﻻﻥ ﺳـﺎﻋـﺖ 03:00 نصف ﺷـﺐ...

هنر نقاشی!!!!

.

بیچاره سگه

فاصله یک لبخند تا جنون

"رفتن" !رفتن که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخوریها...

رفتن که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخوریهای تلنبار...

"رفتن" که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخوریهای تلنب...

"رفتن" !رفتن که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخوریها...

رفتن که بهانه نميخواهد ،يک چمدان ميخواهد از دلخوريهاى تلنبار...

"رفتن" !رفتن که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخوریها...

‌رفتن که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخوریهای تلنبا...

"رفتن" !رفتن که بهانه نميخواهد ،يک چمدان ميخواهد از دلخوريها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط