{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با هم - زندگی شاید

با هم - زندگی شاید
یک خیابان درازست که هر روز زنی با زنبیلی از آن میگذرد
زندگی شاید
ریسمانیست که مردی با آن خود را از شاخه میاویزد
زندگی شاید طفلیست که از مدرسه بر میگردد
زندگی شاید افروختن سیگاری باشد ، در فاصلهء رخوتناک دو هم آغوشی
یا عبور گیج رهگذری باشد
که کلاه از سر بر میدارد
و به یک رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی میگوید " صبح بخیر "
زندگی شاید آن لحظه مسدودیست
که نگاه من ، در نی نی چشمان تو خود را ویران میسازد
ودر این حسی است
که من آن را با ادراک ماه و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت
در اتاقی که به اندازهء یک تنهاییست
دل من
که به اندازهء یک عشقست
به بهانه های سادهء خوشبختی خود مینگرد
به زوال زیبای گل ها در گلدان
به نهالی که تو در باغچهء خانه مان کاشته ای
و به آواز قناری ها
که به اندازهء یک پنجره میخوانند
آه...
سهم من اینست
سهم من اینست
سهم من ،
آسمانیست که آویختن پرده ای آنرا از من میگیرد
سهم من پایین رفتن از یک پله مترو کست
و به چیزی در پوسیدگی و غربت و اصل گشتن
سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست
و در اندوه صدایی جان دادن که به من بگوید :
" دستهایت را
دوست میدارم "
دستهایم را در باغچه میکارم
سبز خواهم شد ، میدانم ، میدانم ، میدانم
و پرستوها در گودی انگشتان جوهریم
تخم خواهند گذاشت
گوشواری به دو گوشم میآویزم
از دو گیلاس سرخ همزاد
و به ناخن هایم برگ گل کوکب میچسبانم
کوچه ای هست که در آنجا
پسرانی که به من عاشق بودند ، هنوز
با همان موهای درهم و گردن های باریک و پاهای لاغر
به تبسم های معصوم دخترکی میاندیشند که یک شب او را باد با خود برد
کوچه ای هست که قلب من آن را
از محل کودکیم دزدیده ست
سفر حجمی در خط زمان
و به حجمی خط خشک زمان را آبستن کردن
حجمی از تصویری آگاه
که ز مهمانی یک آینه بر میگردد
و بدینسانست
که کسی میمیرد
و کسی میماند
هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی میریزد ، مرواریدی
صید نخواهد کرد .
من
پری کوچک غمگینی را
میشناسم که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نی لبک چوبین
مینوازد آرام ، آرام
پری کوچک غمگینی
که شب از یک بوسه میمیرد
و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد.....

دوست منツ سلام صبح زندگیت بخیر.....
ابجیییم خوبه؟
دیدگاه ها (۹)

اشک های «قم»، به خیابان های اندوه می ریزد. همراه با متونِ فق...

گاهي دلـــــم ميگيره ازسخناني كه در شـأنــــــــم نيست...گاه...

خورشید سپهر رهبری پیدا شداحیا گر فقه جعفری پیدا شدتبریک به م...

من دلم می خواهدخانه ای داشته باشم پر دوستکنج هر دیوارشدوستها...

زندگی شایدیک خیابان درازست که هر روز زنی با زنبیلی از آن میگ...

زنده یاد فروغ فرخزاد- کسی می میرد و کسی می ماند

.همه هستی من آیه تاریکیست که تو را در خود تکرار کنان به سحرگ...

همه هستی من آیه تاریکیست که ترا در خود تکرار کنان به سحرگاه ...

همه هستی من آیه تاریکیست که ترا در خود تکرار کنان به سحرگا...

همهٔ هستی من آیهٔ تاریکیست که تو را در خود تکرار کنان به سحر...

ساده زیستی

رمان ریحانه

نگاهی دیگر به عید قربان"بت ها شکستنی بودند و باورها ماندنی. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط