{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به شکوه آنچه بازیچه نیست بیندیش.

به شکوه آنچه بازیچه نیست بیندیش.



من خوب می دانم که زندگی، یکسر، صحنه بازی ست؛



من خوب می دانم.



اما بدان که همه کس برای بازی های حقیر آفریده نشده است.



مرا به بازی کوچک شکست خوردگی مکشان!



به همه سوی خود بنگر و باز می گویم که مگذار زمان، پشیمانی بیافریند.



به زندگی بیندیش با میدانگاهی پهناور و نامحدود.



به زندگی بیندیش که می خواهد باز بازیگرانش را با دست خویش انتخاب کند.



به روزهای اندوه باری بیندیش که تسلیم شدگی را نفرین خواهی کرد.



و به روزهایی که هزار نفرین، حتی لحظه ای را برنمی گرداند.



تو امروز بر فرازی ایستاده ای که هزار راه را می توانی دید؛ و دیدگان تو به تو امان می دهند که راه ها را تا اعماقشان بپایی.

در آن لحظه ای که تو یک آری را با تمام زندگی تعویض می کنی،



در آن لحظه های خطیر که سپر می افکنی و می گذاری دیگران به جای تو بیندیشند،


در آن لحظه هایی که تو ناتوانی خویش را در برابر فریادهای دیگران احساس می کنی،
در آن لحظه ای که تو از فراز، پا در راهی می گذاری که آن سوی آن، اختتام تمام اندیشه ها و رویاهاست،



در تمام لحظه هایی که تو میدانی، می شناسی و خواهی شناخت، به یاد داشته باش
که روزها و لحظه ها هیچگاه باز نمی گردند.



به زمان بیندیش و شبیخون ظالمانه زمان.
صبح که ماهی گیران با قایق هایشان به دریا می رفتند به من سلام کردند و گفتند که سلامشان را به تو که هنوز خفته ای برسانم.
دیدگاه ها (۱)

تصاویر بسیار دلنشین و آرام‌بخش. دو #زوج #خوشبخت برای همراهی ...

فراتر از خویش

بسم الله الرحمن الرحیم بی‌هدفی از زبان چوپان پیر :عده‌ای هدف...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ویکم: دیوار---بعد از آن بوسه.در باغ. در...

در هشتاد سالگی، گابریل گارسیا مارکز(نویسنده، روزنامه‌ نگار و...

ریشه‌های نادیدنی زندگی:درخت، دو مسیر رشد دارد.یک مسیر رو به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط