{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ووااییی بچه هاااااااااااااا

ووااییی بچه هاااااااااااااا
نمی دونین چیشددددد
مارو بردن واسه امتحان حلال احمر بعد از کلی تمرین و بدبختییی
نمی دونیننن چیکار کردن باما
یه ادمک مصنوعی گذاشتن رو یه برانکارد اهنی کهههه خیللییی سنگینننن بووددد خیللییی کمرمون شیکستتتت
تازه باید این برانکارد رو از داخل تایر ها رد میکردیم
واایی که چه بدبختی ایی بودد
تازه یه جا باید مصدوم رو از زیر یه چیزی رد میکردیم یعنی روی زمین چهاردست و پا باید راه میرفتیم اونم با لباس مدرسه ایی کلا لباسامون به فنا رفX-D
بعدش هم مصدوم رو از داخل یه جا که طناب و اینا وصل کرده بودن رد میکردیم و خودمون هم رد میشدیم وایییی کلییی بند وصل کرده بودن جای رد شدن از وسط این طنابا نبود کههه اییی خدااا
تازه این فقط یه قسمت از مسابقه بود
با کلی بدبختی و زحمت سوم شدیم:'(
#کره#شاینی#اونیو#حلال.احمر
دیدگاه ها (۸)

دامیان از فروشگاه اومد بیرون و دید آنیا هیچ جا نیست برای یک ...

[•] عمارت عشق [•] part:  ²⁰از اتاق پدرش بیرون اومد. تلوتلوخو...

شیسه اما می ترسید. حتی اگه روزی یونارو ببینه.. اون شیسه رو ی...

رمان شعله های عشق (پارت 7)

Love warning

پارت۱۳

#عشق.رویایی.من#پارت.چهل.و.یکماز زبون #مبیناهمونجا وایصتاده ب...

توهین هایی که تو فن میتینگ امروز به سهون و اکسوال شد:صندلی ب...

حتما بخونیدخونه ما تو یکی از شهرهای مازندرانه به اسم قائمشهر...

#پارت77:سپهر:ارمیا واقعا برام عزیز شده بود. نمی تونستم اون و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط