ساعت قلب من افتاد و دگر کار نکرد

ساعت قلب من افتاد و دگر کار نکرد
دل من بعد ِتو دیگر هوس یار نکرد

از زمانی که شدم محرم اسرار دلت
دل تو یاد من عاشق بیمار نکرد

روزهایم همه در حسرت روی تو گذشت
ماتمی جز غم تو روز مرا تار نکرد

کنج این خانه پس از تو همه شب اشک شدم
لب من در غم تو خنده به دیوار نکرد

قول دادی که بیایی دم دلتنگ غروب
شب شد و دیده ولی روی تو دیدار نکرد

بعد از آن از تو و چشم تو فقط خاطره ماند
خاطراتی که مرا جز به سر دار نکرد

همه شب با تب عشق تو مرا خواب ربود
احدی بعد تو یاد من تبدار نکرد

هرشب از دوری تو میزنم آ هنگ وداع
همه گویند که عاشق شد و انکار نکرد

می روم تا برود یاد تو از خاطره ام
هیچکس بعد تو بر ماندنم اصرار نکرد
دیدگاه ها (۱)

یک نفر هست  صمیمانه تو را می خواهدمثل یک عاشق دیوانه تو را م...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

عاشقانه های شبنم

رفته از کف بعد پیغمبر توانم یا علی خسته ام این روز ها، آرام ...

عاشقانه ها

عاشقانه های شبنم

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

نقاش غزل تا ب چشمان تو پرداخت دیوان شد.ملکه خوب ها

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط