{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رازداری کن و از من گله در جمع مکن

رازداری کن و از من گله در جمع مکن
باز بازیچه مشو، بارِ سفر جمع مکن
با حضور تو قرار است مرا زجر دهند
خویش را مایه ی دلگرمی هر جمع مکن
به گناهی که نکردم، به کسی باج مده
آبرویی هم اگر هست بخر، جمع مکن
" آخرین شاخه ی تو، سهم عقابی چو من است
روی آن چلچله و شانه بسر جمع مکن "
تا برآمد نفسم، جمعِ هوادارت سوخت
روبروی منِ دیوانه، نفر جمع مکن
دیدگاه ها (۱۱)

در شهر عشق رسم وفا نیست، بگذریمیارای گفتن گله‌ها نیست، بگذری...

مگر من مرده باشم حال و روزت این چنین باشدنمی خواهم ببینم زیر...

قسم به آنکه تو را آفرید در بارانهنوز منتظرم مثل بید در باران...

تو در آیینه پیدا شو، تو را دیدن فقط با منتو لب تر کن همین؛ چ...

رازداری کن و از من گله در جمع مکنباز بازیچه مشو، بارِ سفر جم...

رازداری کن و از من گله در جمع مکنباز بازیچه مشو، بارِ سفر جم...

...رازداری کن و از من گله در جمع مکنباز بازیچه مشو، بارِ سفر...

عاشقانه های شبنم

آخرین شاخه ی تو سهم عقابی چو من استروی آن چلچله و شانه به سر...

➰ به گناهی که نکردم به کسی باج مدهآبرویی هم اگر هست بخر، جمع...

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #عاشقانه #غمگین #دلتن...

اگر روزی آمدیو من نبودمبدان ڪه دیدار تو را بسیار آرزو ڪردم.۱...

اره خلاصه🫠@vzxox@van.ya_86 @titan_rider @soli0_0

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط