{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

رازداری کن و از من گله در جمع مکن
باز بازیچه مشو، بارِ سفر جمع مکن
با حضور تو قرار است مرا زجر دهند
خویش را مایه‌ی دلگرمی هر جمع مکن
به گناهی که نکردم، به کسی باج مده
آبرویی هم اگر هست بخر، جمع مکن
ترسم آسیب ببیند بدنت، دورِ خودت
این همه هرزه‌ی آلوده نظر جمع مکن
آخرین شاخه‌ی تو، سهم عقابی چو من است
روی آن چلچله و شانه بسر جمع مکن
تا برآمد نفسم، جمعِ هوادارت سوخت
روبروی منِ دیوانه، نفر جمع مکن..
دیدگاه ها (۰)

...رازداری کن و از من گله در جمع مکنباز بازیچه مشو، بارِ سفر...

رازداری کن و از من گله در جمع مکنباز بازیچه مشو، بارِ سفر جم...

رازداری کن و از من گله در جمع مکنباز بازیچه مشو، بارِ سفر جم...

رازداری کن و از من گله در جمع مکنباز بازیچه مشو، بارِ سفر جم...

➰ به گناهی که نکردم به کسی باج مدهآبرویی هم اگر هست بخر، جمع...

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #عاشقانه #غمگین #دلتن...

#مارتین #جیمز #جوهوون #سونگ‌هیون #کیون‌هون #CORTIS

رفت و تکونش داد. بدون اون نمیتونست از این جنگل بی انتها بره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط