{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آیدل جذاب من

آیدل جذاب من
پارت⁵⁸

ویو تهیونگ
سریع شلوارکمو پوشیدم و بدون تیشرت رفتم و در اتاق رو بستم،به سمت در رفتم و درو باز کردم که دیدم همه بچه ها جلوی درن
تهیونگ:بله؟
همه با چشای درشت شده نگام کردن
تهیونگ:بچه ها؟
جونگ کوک اشاره به گردنم کرد،نگاهی انداختم و چشامو روهم فشار دادم
جین:میخواستیم بریم سوجو بخوریم،میای؟
سری تکون دادم
تهیونگ:اوکی ¹⁵مین دیگه میام
در رو بستم و به سمت اتاق رفتم و در رو باز کردم که آنا لباسشو پوشیده بود و داشت گردنشو تو آینه میدید و دستش رو روش میکشید
یهو متوجه من شد و سرشو پایین انداخت
تهیونگ:بچه ها میخوان سوجو بخورن،میای؟
آنا:نـ..نه،میخوام استراحت کنم
از بغلم رد شد و سمت اتاقش رفت و در رو بست
هوفی گفتم و دستی تو موهام کشیدم،تیشرتی برداشتم و پوشیدم و رفتم با بچه ها سوجو بخورم تا شاید آروم شدم

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

وقتی دوست صمیمی بودین ولی اون دوست دختر داشت یه روز. . .. کس...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

وقتی بچه دارین ولی .. . گوشی رو سر جاش گذاشتم و با بیچاره گی...

《نوری در دنیای مرده ها》ویو یوناامروز باید برم مدرسه وایییی ا...

پسر بد (60)

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

رمان :«پسر عموی جذابم»part:4ویو «سلین»که مدیر گفت :-بفرمایید...

وقتی میریم ایران ولی تحریک میشه . ...در ورودی خونه رو باز کر...

مافیایی برای من}پارت:۵ویو کوک:شام اماده شده بود رفتم که پسره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط