{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۷

پارت ۱۷
🖤❤️ خوناشام خشن من ❤️🖤

ویو جونگ کوک

غذا سفارش دادم و گوشی رو گذاشتم کنار

کوک : تا غذا بیاد چی کار کنیم ؟
ا/ت : نمی‌دونم ... تو گشنت نیست ؟
کوک : الان که گفتی خیلی گشنمه
ا/ت : وای یادم نبود
کوک : دیگه دیر شده
ا/ت : نزدیک من نیا
کوک : نترس بیا
ا/ت : نزدیک نیا
کوک : بیا نترس بیا
ا/ت : باشه فقط آروم
کوک : باشه بیا
ا/ت : اوکی

ویو جونگ کوک

آروم روی کاناپه تکیه ش دادم و رفتم سمت گردنش و یه لیس کوچیک زدم تا بتونم رگش رو پیدا کنم و دندون های نیشم رو وارد گردنش کردم و شروع کردم مک زدن

فلش بک به 5 دقیقه بعد

صدای زنگ عمارت خورد دندون های نیشم رو جمع کردم و خون اضافه ی روی گردن ا/ت رو لیس زدن و از روی ا/ت بلند شدم و به سمت بادیگاردم رفتم

کوک : هی مین گین میشه بری و در رو باز کنی ببینی کیه؟؟
مین گین : چشم ارباب
کوک : ممنون
مین گین : پیتزا آوردن ارباب
کوک : خوبه ، بگیرش و حساب کن بعداً پولشو بهت میدم
مین گین : چشم ارباب
‌
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بچها اصلا از فیک حمایت نمیشه و من دیگه فیک رو ادامه نمیدم ولی اگر حمایت کنید ادامه میدم فعلاً شرط هارو کامل کنید تا بزارم

شرط :

۲۰ تا لایک
۱۹ تا کامنت
۱۵ تا بازنشر
دیدگاه ها (۱۸)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

تکپارتی جونگ کوک

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟡: ساختمان قدیمیساعت پنج و پنجاه و پنج دقیق...

رمان پرده های خونی توضیحات :نقش ها:کوک، تهیونگ، ا. ت، رزا، ی...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط